در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٥٦ - صناعِیّات
ابطال رأِی افلاطون در باب مُثُل و بعضِی امور دِیگر فروگذار نبوده است. جملهاِی از او مشهور است که مِیگفت: افلاطون را دوست مِیدارم، اما به حقِیقت بِیش از افلاطون علاقه دارم.
رابطه بِین ارسطو و افلاطون
حق اِین است که مِیان ارسطو و افلاطون اختلاف نظرهاِی چشمگِیرِی است، اما ارسطو، استادِی افلاطون را نسبت به خود تصدِیق کرده، در عِین اِینکه از اظهارنظر مخالف با بعضِی از آراء افلاطون خوددارِی نمِیکند و اساس فلسفه خود را از او مِیداند. بدِین جهت مناقشات بسِیارِی در نوشتههاِی او دِیده مِیشود و اگر بخواهِیم با حُسن نظر بنگرِیم اشکالات اِیشان، به شخص افلاطون نِیست و غالباً نظرش به پِیروان افلاطون است نه به خودش!
اقسام فلسفه از منظر ارسطو
ارسطو همه علوم و فنون را جزءِ حکمت مِیداند و فلسفه را منبسط بر همه امورِی که ذهن انسان به آن اشتغال دارد مِیِیابد و آن را منقسم به سه قسمت مِیشمارد: صناعِیّات و عملِیّات و نظرِیّات.
صناعِیّات:
فنونِی هستند که قواعد زِیباِیِی را بهدست مِیدهند و قوّه خلاقِیّت را مکمّل مِیسازند؛ مانند شعر و خطابه و امثال آن.