در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ١٦٨ - افلاطون
مذهب برگشت و در أشِیاء محسوسه تابع ابرقلِیطوس بود «و در اشِیاء معقوله تابع فِیثاغورس بود». در سِیاست مدِین? «فاضله» تابع سقراط شد و حکاِیت کرده اند که سقراط در خواب دِید که بچه کُلنگِی «دُرنا» که پر و بال نداشت، بر بام حجره او نشسته است و رفته رفته بال و پر در آورد و به جانب آسمان پرواز نمود و به آواز بسِیار خوشِی که مردم را خوش آمد آواز سر داد. هنگامِی که افلاطون براِی تعلّم به نزد او آمد، آن مرغ را به افلاطون تعبِیر کرد. (لازم به توضِیح است که درنا کناِیه از افلاطون است و آرام آرام پر در آوردن کناِیه از کسب حکمت سقراطِی است و آواز خوش کناِیه از مسائل حِکمِی است که همه مردمان حکِیم آن را خوش دارند).
عادت افلاطون در بِیان حکمت «معمّاگونه و مرموز» بود و او کلمات را به طرِیق لغت ادا مِینمود. در اکثر اوقات در حال تعلِیم حکمت، راه مِیرفت و مقصود او تعظِیم حکمت و رِیاضت بدن و نفس و تحلِیل فضول بود. جماعتِی که در راه رفتن از او متعلم مِیشدند، به مشّائِین مشهور شدند و ارسطو ِیکِی از آنهاست. او «برخلاف استادش سقراط» بسِیار کتاب تصنِیف مِینمود و اسم پنجاه و شش کتاب او مشهور است؛ از آن جمله ِیکِی بنام «فاذن» در نفس و دو کتاب دِیگر است که براِی شاگرد خود «تِیماوس» تصنِیف نموده و به اسم او موصوف ساخت: ِیکِی در «علم نفس و