در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٦٠ - دِیدگاه ارسطو درباره ماده و صورت
خارج، در نتِیجه: وجود زمانِی بالقوّه است و گاهِی بالفعل. چنانکه خاک بالقوّه کوزه است، همِین که کوزهگر در آن کار کرد، کوزه مِیشود ِیا تخم گِیاه است که چون نمو کرد گِیاه بالفعل خواهد بود و ِیا تخممرغ بالقوّه مرغ است و بعد بالفعل مرغ مِیشود.
دِیدگاه ارسطو درباره ماده و صورت
همِین مطلب را به نحو دِیگرِی مِیتوان بِیان کرد و گفت که وجود عبارت است از مادّه و صورت که همان وجود بالقوّه است و چون صورت گرفت، فعلِیّت مِیِیابد: «فعلِیّة الشِیء بصورته لا بمادّته». مادّه و صورت جوهرند و تعِیّنات موجودات ِیعنِی نوعِیّت و ماهِیّت آنها به صورتشان است و در هر نوع از موجودات صُوَر حقِیقتِ آنها ِیکسان است. تفاوتِی که مِیان افراد بهوجود مِیآِید به سبب عرضهاِیِی است که در مادّه آنها حلول کرده است، زِیرا که مادّه محل اعراض است. پس در ِیک نوع از موجودات بهواسطه اعراض از ِیکدِیگر تشخِیص داده مِیشوند؛ مثلاً تماِیز دو نفر آدم، نه در مادّه انسانِیّت آنهاست که تن باشد و نه در صورت انسانِیّت که نفس ناطقه باشد، بلکه در عوارض آنهاست؛ از قبِیل رنگ و شکل و کوچکِی و بزرگِی و مانند آن. همچنِین امتِیاز کوزهها در صورت ِیعنِی کوزه بودن آنها نِیست، بلکه در رنگ و شکل و بزرگِی و نرمِی و درشتِی است.