در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ١٦٣ - سقراط
تفرِیط اجتناب کن. از کلمات مرموزه دِیگر او اِین است که تمثال ملائکه را بر نگِین انگشتر نقش مِینمود؛ ِیعنِی دِیانت خود و اسرار علوم الهِیّه را نزد جهّال ظاهر مساز. بر کمندش نوشته شده بود که «خاموشِی سلامتِی است از پشِیمانِی» و کلمات قصارِیّه دِیگرِی از اِیشان هست و ما براِی رعاِیت اختصار، از آن صرف نظر کردِیم و طالبان، به کتاب محبوب القلوب، جلد٢، صفح? ١٧٧ مراجعه نماِیند.[١]
سقراط
سقراطِ حکِیم زاهدِی است متالّه که به هِیچ وجه به زخارف عالمِ فانِی التفات ننمود و از شاگردان فِیثاغورس و تِیماناوس است و حکمت را از اِین دو حکِیم اخذ نمود و از فنون فلسفه بر علوم الهِیّه و اخلاق اکتفاء کرد و از ملاذ دنِیا بالکلِیّه اعراض و آنها را ترک کرد و از خلاِیق اهل دنِیا عزلت گزِید و در کوه ساکن گردِید و بِیشتر اوقات خصوصاً شبها را در درون خم به سر مِیبرد و از اِین جهت به سقراطِ خمنشِین مشهور شده است.
او ِیونانِیان را از پرستِیدن بتها منع مِیکرد و با حجّت و دلِیل، ابطال پرستش اصنام را بر اِیشان اثبات مِینمود. بدِین جهت عوام علِیه او به شورش آمدند و پادشاه را بر قتل وِی وادار کردند و پادشاه بهخاطر عوام، او را حبس نمود و از براِی دفع شرّ اِیشان از خود،
[١] محبوب القلوب، ج٢، ص١٧٧.