در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٢٠٦ - بخش چهارم حکماِی سده شانزدهم
روِی هم رفته از اِین اختلافات و تغِیِیرات عمده مسلّمِیت استادِی ارسطو متزلزل گردِید و کمکم اذهان متوجه شد به اِینکه باِید به عقل خود رجوع کرد و مباحثه صِرف در گفتگوهاِی گذشتگان براِی کشف حقِیقت کافِی نِیست و لکن از آنجا که هنوز عموماً علم و حکمت را از اصول دِین جدا نکرده بودند، بعضِی از محقّقان نوظهور هم در اثر استقلال فکر در اِین راه جان باختند؛ مانند وانِینِی اِیتالِیاِیِی که زبانش را برِیده و زنده زنده سوزاندند! همچنِین پِیر لارامه «راموس» فرانسوِی چون رسالهاِی بر ردّ ارسطو نوشته بود، کتابش را آتش زدند و در اِین راه آزارها دِید و عاقبت در قتلعام پروتستانها که در پارِیس به سال ١٥٧٢ م واقع شد و معروف به واقعه سن بارتلمِی شد به قتل رسِید. دِیگر از کسانِی که به عقوبت زنده سوختن گرفتار آمدند، ِیکِی اتِین دوله فرانسوِی و دِیگرِی جوردانو برونو اِیتالِیاِیِی بودد که از پِیشقدمان بزرگ فلسفه جدِید بهشمار مِیرود و قائل به وحدت وجود است و عالم موجودات و زمان را لاِیتناهِی مِیداند و همه موجودات را بلااستثناء داراِی حِیات مِیپندارد.
حکِیم دِیگر اِیتالِیاِیِی موسوم به کامپانلا هر چند عقوبتهاِی همشهرِیهاِی خود را ندِید، اما سالهاِی دراز عمرش را در زندان گذرانِیده است و او نِیز معتقد بوده که همه موجودات جهان جان دارند و