در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٩٨ - مَشرب فرنسِیس بِیکن در فلسفه
٣ـ فلسفه جلوهاِی از قوّه عاقله است؛ منظور از فلسفه، اعم از الهِیات و طبِیعِیات و معرفة النفس و منطق و اخلاق مِیباشد.
موضوع فلسفه از منظر بِیکن
فلسفه در سه مورد بحث مِیکند: خدا و طبِیعت و انسان.
١. اما آنچه به خداوند راجع مِیشود، علم الهِی است.
٢. طبِیعت، و آنچه به طبِیعت مربوط مِیشود، حکمت طبِیعِی است که رِیاضِیات را به آن مرتبط مِینماِیند.
٣. اما آنچه راجع به انسان است، به چند شعبه تقسِیم مِیشود: مربوط به تن و روان انسان است؛ مانند پزشکِی و هنرهاِی زِیبا و ورزش و منطق و اخلاق و غِیر اِینها و همچنِین مربوط به زندگِی اجتماعِی مردم است که آن را علم مدنِی مِیگوِیند و براِی رشتههاِی سهگانه فلسفه: علم الهِی و علم طبِیعِی و علم بشرِی مِیباشد.[١]
مَشرب فرنسِیس بِیکن در فلسفه
روش فلسفِی فِیلسوف انگلِیسِی در فلسفه، معمولاً مبتنِی بر مشاهده جزئِیات و تجربه در مظاهر طبِیعت و آزماِیشات روِی آنها مِیباشد. او تحصِیل و کسب علم را براِی بهدست آوردن قدرت، بر تصرّف در طبِیعت و تسخِیر آن مِیداند. به عبارت دِیگر، با تجزِیه و
[١] سِیر حکمت در اروپا، ج١، ص١٣٦.