در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٦٧ - عناصر
حرکات اجزاء عالم سفلِی، ِیا صاعد است ِیا نازل. بر حسب طبِیعت، عناصر آنها طبع آتش خفِیف است و صاعد. طبع خاک ثقِیل است و نازل. آتش گرم است و خاک سرد، و اِین هر دو عنصر خشکاند و بِین آنها به جانب خاک، آب است که سرد و تَر است و به جانب آتش هواست که گرم و تَر است.
عناصر چهارگانه، گذشته از خواص گرمِی و سردِی و خشکِی و ترِی، به لامسه نِیز قابل تشخِیص است. اما عالم علوِی که از تغِیِیر و کاست و فزونِی و کون و فساد مصون است، از عناصر مرکّب نِیست، بلکه از اثِیر «هواِی لطِیف» است که به لامسه در نمِیآِید و مِیتوان آن را عنصر پنجم نامِید و در واقع به منزله جوهر عناصر است.
خلاصه اِینکه عالم سفلِی و عالم طبِیعت و عالم علوِی فوق طبِیعت است و نزدِیک ملکوتِیّت است. جهان، محدود و متناهِی است، زِیرا آنچه بالفعل است بالضروه متناهِی مِیباشد و نامتناهِی بودن فقط نسبت به قوّه است. پس فلک نخستِین پاِیان جهان است و چون چِیزِی بر او محِیط نِیست مظروف نِیست. پس وراِی آن مکان نِیست و چون مکان نِیست، نه خَلَاء است نه مَلَأء. به همِین سبب، کره عالم حرکتش انتقالِی و أِینِی نِیست، زِیرا که حرکت انتقالِی باِید در مکان باشد و مکان در درون اِین جهان است، نه در بِیرون. موجوداتِی که حرکت انتقالِی دارند، مکانهاِی خود را با ِیکدِیگر مبادله مِیکنند، نه اِینکه جاِی خالِی را اشغال