در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٤٥ - مقام افلاطون
رسالهها تقرِیر کرده است. افلاطون با آنکه صناِیع شعرِی را مقابل حکمت و معرفت خِیلِی ناچِیز مِیپنداشت، مع الوصف ذوق و قوّه طبع شعرِی سرشارِی داشت. مقام علمِی او مخصوصاً در رِیاضِیات عالِی بود، به همِین جهت چند سطر قبل بِیان شد که بر سر درِ باغ آکادمِی نوشته بود: هر کس هندسه نمِیداند وارد نشود.
بنابراِین افلاطون در حکمت خود، جمع بِین طرِیق استدلال و عقلانِیّت و قوّه شاعرِی و تخِیّل نموده بود و با آنکه اعراضِ از دنِیا و احتراز از آلاِیشهاِی آن را بر حکِیم واجب مِیدانست، مع الوصف در امور معاشِی و سِیاسِیّات نِیز تحقِیق بسِیار مِیکرد و بلکه غاِیت اصلِی حکمت را حُسن سِیاست مِیدانست و عمل سِیاسِی را تنها درخور حکِیم مِیپنداشت و ماِیل بود که آراء و عقائد سِیاسِی خود را به مورد عمل بگذارد و براِی اِیجاد و استقرار عدالت که نتِیجه حکمت بود مِیکوشِید. اما چون محِیط فاسد آتن را لاِیق نمِیدانست که در آنجا به اعمال عملِیات سِیاسِی اشتغال بورزد، با بعضِی از حکّام زمان در خارج آتن بنا گذاشته و نزد آنها مخفِیانه مسافرت مِینمود و لکن استعداد آنان هم بِیش از مردم آتن نبود و سرانجام از ورطه عمل سِیاسِی دست کشِیده، ِیکباره به حکمت پرداخت.
مقام افلاطون
آنچه که مسلّم است او از سقراط طرِیق کسب معرفت و شِیوه