در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ١٢٢ - مشّائِیان
امکان دارد انسان در همه مدرکات بِیرون از وجود خود شک کند، ولِی ممکن نِیست در هستِی خود شک کند؛ بلکه آن را به علم حضورِی محض درک مِیکند. از سوِی دِیگر اِین را نِیز بهدرستِی در مِیِیابد که داراِی نقص و کاستِی است، وگرنه هرگز به دنبال تحصِیل علم و کار و کوشش نمِیرفت و در اِین راستا هر اندازه تحصِیل کرده و بهدست آورده، بِیشتر احساس نقص و کمبود مِیکند.
بنابراِین، با تکسّب از برونوجودِی نمِیتواند به آن مکمّل دست ِیازد، بلکه باِید سِیر به سوِی آن را از درون خود شروع نماِید و به تدرِیج پِیش برود، (وَ فِی أَنْفُسِكُمْ أَ فَـلا تُـبْصِرُونَ)[١] و ِیا «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ».[٢] در اِینجاست که «طلب كردن و به دست آوردن علم، براِی هر فردِی از مرد و زن واجب است».
ابن عربِی، هستِیشناسِی و خداشناسِی عارفانه را از راه پژوهشهاِی نظرِی، عقلِی، کشفِی و شهودِی مِیداند و همه اندِیشمندان بعد از او هم کم و بِیش بهگونهاِی از سرچشمه اندِیشه او در اِین زمِینه چِیزِی چشِیده و برخِی بعضاً نوشِیدهاند.
مشّائِیان
ارسطو و طرفدارانش از ِیونان، و ابن سِینا از حکماِی اسلامِی و
[١] سوره ذارِیات، آِیه٢١: «و در وجود خود شما (نِیز آِیاتِی است) آِیا نمِیبِینِید؟!».
[٢] مصباح الشرِیعة، ص١٣؛ متشابه القرآن و مختلفه (لابن شهر آشوب)، ج١، ص٤٤؛ عوالِی اللئالِی، ج٤، ص١٠٢.