در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٦٣ - علة العلل به عقِیده ارسطو
آغاز و انجام وجود در نظر ارسطو
مِیتوانِیم مطلب را اِینجور تقرِیر کنِیم که آغاز وجود در ناقصترِین مراتب، مادّة الموادّ است؛ ِیعنِی هِیولاِی أولِی که قوّه صِرف است، بدون فعلِیّت بوده و طِی مراتب مِیکند براِی رسِیدن به غاِیتِ کمال. انجام وجود ِیعنِی آخرِین درجه کمال آن است که فعلِیّت به تمام باشد و قوّه در او هِیچ نباشد، و آن فعل صرف همانا عقل مجرد و فکر مطلق است و موضوعِ فکرِ او خود اوست؛ ِیعنِی اتحاد عاقل با معقول، عالم با معلوم جمعاً در او متحقق است، و جوهر اصِیل قائم به ذات و وجود کامل و غاِیت وجود است؛ ِیعنِی موجودات همه رو به سوِی او دارند، مانند معشوق که عشّاق را به سوِی خود مِیکشانند و محرّک آنهاست. به عبارت دِیگر: همچنان که علّت غائِی آنهاست، علت فاعلِی آنها نِیز مِیباشد.
علة العلل به عقِیده ارسطو
به عقِیده ارسطو، حرکت موجودات هم لاِیزال مِیباشد و از آنجا که در سلسله علل، دور محال است و باِید جاِیِی اِیستاد ِیعنِی علت نهاِیِی کجاست که بتوانِیم به آن متوقف شوِیم، او علة العلل ِیا محرّک اول را نام برده که خود ساکن مطلق است و علّت محرّکه ندارد و اِین همان است که به ظنّ افلاطون، زِیبائِی و خِیر مطلق است و به قول ارسطو: فکر ِیا عقل مطلق ِیعنِی ذات بارِی تعالِی است و