در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ١١٥ - نِیل به حقِیقت از طرِیق تفاوت صور ذهنِی
ب: هِیچ موجود کاملِی، معلول ناقص و قائم بر او نمِیتواند باشد، بلکه منشأ و مقوّم هر امر اگر از او کاملتر نباشد لااقل به کمال او باِید باشد. در نتِیجه معانِی و صورِی که در ذهن من است، ِیا باِید مخلوق ذهن من باشد ِیا حقِیقتِی خارجِی داشته باشد که از ذهن من کاملتر و ِیا لااقل مساوِی است و آنها را در ذهن من اِیجاد کرده است.
نِیل به حقِیقت از طرِیق تفاوت صور ذهنِی
در مورد تصوّرات فطرِیه نِیز که فعلاً مورد بحث و گفتگو است، فراموش نشود و در سابق هم خاطرنشان شد که آنچه را عقل، روشن و متماِیز بداند، مصداق حق و حقِیقت خواهد بود. بر اِین مبنا چون تصوّرات موجود در ذهن خود را از مدّ نظر بگذرانِیم، مِیبِینِیم که اولاً بعضِی ذهناً اصلاً روشن نِیست و تماِیز ندارند تا بتوانِیم آن را حق بدانِیم و ثانِیاً برخِی دِیگر گرچه متماِیز هستند، اما از آن نظر مطمئن نِیستِیم که وجود خارجِی دارند، بلکه ممکن است صرفاً مخلوق ذهن و پدِیده نفس انسانِی باشند؛ لذا باز نمِیتواند معِیار حق براِی ما باشد.
اما آن قِسم از تصوّرات ذهنِی که روشن و متماِیز نِیستند؛ مانند سردِی و گرمِی، روشناِیِی و تارِیکِی و امثال آنها، مثلاً ما نمِیدانِیم آِیا سردِی عدم گرمِی ِیا گرمِی عدم سردِی است ِیا هر دو فِینفسه حقِیقت دارند و ِیا هر دو حقِیقت ندارند! پس اگر حقِیقت ندارند،