در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ١١٦ - نِیل به حقِیقت از طرِیق تفاوت صور ذهنِی
بدِیهِی است که منشأ حقِیقِی هم ندارند؛ ِیعنِی جنبه نقص و عدم ذاتِ من، منشأ آنها است و ِیا اگر حقِیقتِی دارند، چنان ضعِیف است که ذات خود من از آنها قوِیتر است؛ لذا ممکن است منشأ تصوّرات آنها باشد، نه اِینکه خود داراِی حقِیقتِی مستقل و کامل باشند.
اما آن قِسم از تصوّرات ذهنِی که روشن و متماِیز هستند؛ مانند جسم و مدّت و عدد و نظائر آنها، باز از آن نظر که مطمئن نِیستم که وجود خارجِی دارند، نمِیتوانند معِیار حق براِی ما باشند، زِیرا مثلاً در خصوص جسم هر چند داراِی ابعاد ثلاثه است و نفس من اَبعاد ندارد پس متباِیناند، اما هردو جوهرند؛ لِیکن نظر به اِینکه جوهر نفس قوِیتر و برتر از جوهر جسم مِیباشد، پس ممکن است تصوّر جسم و احوال آن ناشِی از نفس خود من و بسته به او باشد (نه اِینکه در خارج حقِیقتِی مستقل وجود داشته باشد).
بدِین گونه تصوّر مدّت را هم مِیتوانِیم مخلوق ذهن خود بدانِیم، زِیرا وجود خود را در حال حاضر مِیبِینم و به ِیاد دارم که پِیش از اِین هم موجود بودم و بدِینگونه است تصوّر عدد؛ مثلاً چون افکار و احوال مختلف؛ ِیعنِی متعدّد را در نفس خود مِیبِینم، تصوّر عدد در ذهنم اِیجاد مِیشود، نه اِینکه در خارج از ذهن من حقِیقتِی وجود داشته باشد. حاصل اِینکه هِیچ ِیک از صور ذهنِی خود را نمِیِیابم که مجبور باشم براِی آن، منشأ و علت خارجِی حقِیقِی قائل بشوم.