در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ١٥٩ - فِیثاغورس
خردمند را سوفوست و حکمت را سوفِیا مِیگفتند. فِیثاغورس گفت که ما هنوز لِیاقت آن را ندارِیم که خردمند خوانده شوِیم و لِیکن چون خواهان حکمت هستِیم باِید ما را «فِیلوسوفوس» ِیعنِی دوستدار حکمت نامِید و همِین لفظ است که فِیلوسوف شده و فلسفه از آن مشتق گردِیده است.
اختراع جدول فِیثاغورس و کشف شکل عروس در هندسه و بسِیارِی از قضاِیاِی دِیگر به او منسوب است. او عدد را خمِیرماِیه و اصل وجود پنداشته و همه امور را نتِیجه ترکِیب اعداد و نسبتهاِی آنها باهم دانسته و خلاصه آنکه عدد را حقِیقت أشِیاء و واحد را حقِیقت عدد مِیخواند و تضادّ واحد و کثِیر، و زوج و فرد را منشأء همه اختلافات مِیپندارد. امّا واحد مطلق را از زوجِیّت و فردِیّت و وحدت و کثرت برِی مِیداند.
حکمت فِیثاغورس از چند جهت قابل توجه است:
اول: اِینکه به حقِیقت غِیر جسمانِی ِیعنِی نسبتهاِی عددِی که امرِی فرضِی و عقلِی است، قائل شده و به آن اهمِیّت داده است.
دوم: اِینکه کروِیّت زمِین را معلوم کرده و مزِیّت مرکز و ساکن بودنش را از آن برداشت. هر چند اِین رأِی تا مدّتِی نزد حکماِی دِیگر معتبر و طرف اعتنا نبوده است.
سوم: اِینکه فرض فِیثاغورس در باب منظومه هِیئت عالم درست