در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ١١٣ - مجعولات
تحقِیق براِی اثبات وجود نفس، ِیک اصل براِی من مسلّم شد و آن اِین است که هر چه را عقل، روشن و متماِیز درِیابد حق است، چنانکه ِیقِین من به وجود نفس از اِین جهت مِیسّر شد و اِین حکم عقل براِی تحصِیل علم، بهدست من ِیک قاعده کلِی «و کبراِی کلِّی» داد که در تمام موارد مِیتوان از آن استفاده کرد».
اصل دوم اِین است: آنچه را که ِیقِین بر آن دارم، وجود فکر و اندِیشه است و به عبارت دِیگر وجود نفس مِیباشد. جز نفس آنچه من ادراک مِیکنم و از شؤون احوال نفس ِیعنِی آنچه بر ضمِیر و خاطرم مِیگذرد چِیزِی نِیست، زِیرا آنچه که از ضمِیرم مِیگذرد، ِیا از ارادِیات است ِیا از انفعالات ِیا تصدِیق ِیا تصوّر. نسبت به ارادِیات و انفعالات، راست و دروغ و ِیا خطا و صواب مورد ندارد و فقط مِیتوان نِیکِی و بدِی را درباره آنها قائل شد. نسبت به تصدِیقِیات هم اعتمادِی نِیست، زِیرا بسِیار دِیدهاِیم که در آنها خطا واقع مِیشود، موارد فراوانِی شاهد دارد. تنها مِیماند تصوّرات؛ ِیعنِی معانِی و مفاهِیم که در ذهن ما پدِید مِیآِید و آنها ممکن است سه قسم باشند: فطرِیات، مجعولات، خارجِیات.
مجعولات
مجعولات ِیعنِی تصور مفاهِیم فردِی ذهنِی که قوّه متخِیله در ذهن مِیسازد. چنِین تصوّرات ذهنِی که صرفاً مجعول قوّه متخِیله است،