در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٢٩ - ٧ ذِیمقراطِیس
٥. فِیثاغورِیان
نامِیترِین حکماء باستان، فِیثاغورس است که شرح حال او را در بحث «حکماء سبعه» ذکر مِیکنِیم.
٦. انباذقلس
اِنباذُقْلِس (اِمپِدوکلِس) او داعِیههاِی بزرگِی در سر داشت و خود را سزاوار پرستش مردم مِیدانست و اِینطور گفتهاند که او بهخاطر حفظ حِیثِیّات روحانِی خوِیش که زمِینه پادشاهِی براِی او مِیسّر بود، صرف نظر کرده و فِی الواقع جاه و منزلتِی بالاتر از آن در انظار خلق حاصل نموده است.
٧. ذِیمقراطِیس
ِیکِی دِیگر از بلندآوازهترِین حکماِی آن دوره، ذِیمقراطِیس (دِموکرِیت / دموکرِیتوس) است که در جمِیع رشتههاِی حقائق عالم غور کرده و در حوادث آفاق و انفس سِیر کامل بهعمل آورده و آثار گرانبهاِی بسِیارِی را از خود بجاِی گذاشته بود؛ لکن متأسفانه چندان چِیزِی مکتوب از او باقِی نمانده است! از جهت تبحّر در علوم مختلف، او را در سده پنجم داراِی همان مقام دانستهاند که ارسطو در سده چهارم داشت و شِیرِینزبانِی او را نِیز نظِیر افلاطون گفتهاند و برخلاف هرقلِیطوس، تبعاً به آفرِینش خوشبِین و شاد بود، بهگونهاِی که حکِیم خندان نامِیده مِیشده است. ذِیمقراطِیس به بخت و اتفاق قائل نبود و همه امور را علت و معلول ِیکدِیگر و وقوع آنها را ضرورِی و جبرِی مِیدانست.