در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٢٤٧ - عقِیده جان لاک درباره علم انسان
همِین راه، تصور آفرِینش و زاِیش و ساخت و تغِیِیر در نظر ما حاصل مِیشود. به عبارت دِیگر: کهنگِی و تازگِی، پِیرِی و جوانِی، پس و پِیش، زِیر و بالا، شدِید و ضعِیف و همه آنها تصورهاِی اضافِی هستند که مربوط به زمان و مکان و کمِیّت مِیباشند.
در اِین راستا آنچه که قابل توجه مِیباشد اِین است که انسان، معانِی ذهنِی خود را به لفظ در مِیآورد و مِیان لفظ و معنا مناسبت تامّ دائمِی برقرار است، به همِین جهت جان لاک به مناسبت تحقِیق در معانِی، به مبحث الفاظ نِیز وارد شده و ِیکِی از مؤسسان فلسفه لغت گردِیده است و از آنجا که بوعلِی سِینا نِیز وارد مبحث لغت شده است، ما نِیز ناچارِیم بعضِی از مسائل برجسته را به اشاره، خاطرنشان کنِیم و بگوِیِیم که خداوند سمِیع و بصِیر، طبع انسان را مدنِی و اجتماعِی ساخته و از همِین جا بحث انسان مدنِی بالطبع را ساخته، براِی اِینکه افراد بتوانند با ِیکدِیگر ارتباط برقرار کنند.
خداِی متعال ابزار و آلات سخنگوِیِی را به انسان داده است، به همِین مناسبت بحثِی در مِیان دانشمندان بزرگ اِیجاد شده که اول واضع لغت کِیست؟ گروهِی از دانشمندان و بزرگان مثل محقق نائِینِی رضوان الله علِیه بر اِین باورند که واضع الفاظ، ذات حضرت حق است؛ ِیعنِی او بعضِی صوتها را نماِینده بعضِی از معانِی قرار داده است و اِین کار را ابناء بشر به اختِیار خود کردهاند و از هِیچ سو الزام و اجبارِی نداشتهاند و به