در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٢٤٦ - عقِیده جان لاک درباره علم انسان
هستند از تصور زمان و پِیدرپِی بودن چِیزها که بهواسطه پِیاپِی آمدنِ تصورات در ذهن حاصل مِیشوند. تصور متناهِی و نامتناهِی و جاوِید، حالاتِی از تصور کمِیّت و مقدار مِیباشند.
ِیکِی دِیگر از اِین تصورها، تصور قدرت و تواناِیِی است؛ ِیعنِی چون تغِیّر را در چِیزِی مِیبِینِیم، مشاهده مِیکنِیم که چِیز دِیگرِی آن را موجب تغِیّر شده و آن را تغِیِیر داده است؛ اما تصور ذوات، اِین قسم روِی مِیدهد که ذهن در بعضِی موارد متوجه مِیشود که ِیک عده از تصورات بسِیط بهوسِیله حواس مختلف حاصل مِیشوند و همواره باهم هستند و پِیوند ناگسستنِی دارند. بنابراِین مجموع آن تصورات را ِیک چِیز مِیانگارد؛ مثلاً ذاتِی که آن را خورشِید مِینامند، چِیزِی نِیست مگر مجموع تصور گِردِی و روشناِیِی و گرمِی و حرکت منظم دائمِی و از آنجا که اِین مجموعه همِیشه باهم هستند، به هر حال آن را ِیک چِیز پنداشتهاند و خورشِید نامِیدهاند.
حال آمدِیم بر سر تصور اضافات که عبارت است از نسبت دادن چِیزِی به چِیز دِیگر. در اِین مِیان، مهمترِین آنها علت با معلول است، به اِین معنا که چون تبدّلها را همواره بر ِیک سان در احوال چِیزها مشاهده مِیکنِیم و چِیزهاِی دِیگرِی را مِیبِینِیم، همواره آن تبدّلها را بهوجود مِیآورند. پس آن تبدّلها را معلول و چِیزهاِیِی که اِین تبدِیلها را بهوجود مِیآورند علت مِینامِیم و از