در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٢٤٥ - عقِیده جان لاک درباره علم انسان
تصورهاِی بسِیطِی که از راه فکر حاصل مِیشود تصور ادراک و اراده و قدرت و وجود و وحدت و ألم و لذت و مانند اِینهاست.
از تصوراتِ معانِی، بعضِی مثبتاند و بعضِی منفِی. تصورات مثبت مانند گرمِی و روشناِیِی است و از آن سو، تصورهاِی منفِی مانند سردِی و تارِیکِی است که در اِین مِیان، آنچه در محِیط عقل وارد مِیشود و ذهن آن را درک مِیکند، تصور ِیا معنِی ِیا مفهوم است؛ ولِی قوّه را که در چِیزها است و آن تصور را در ذهن اِیجاد مِیکند، خاصِیّت مِیگوِیِیم، مثلاً سفِیدِی در آِین? ذهن مفهوم ِیا معنِی ِیا تصور است و همان در برف خاصِیّت است و خاصِیّت دو قسم است: بعضِی ذاتِی جسماند و از آن منفک نمِیشوند و آن را خاصِیّت نخستِین مِینامِیم، مانند جرم و بُعد و شکل و عدد و حرکت ِیا سکون. بعضِی خاصِیتها مربوط به ذات جسم نِیستند و عرضِیاند و آنها فقط احساساتِی هستند که بهواسطه خاصِیّتهاِی نخستِین در ذهن اِیجاد مِیشوند؛ مانند رنگ و بو که ما آنها را خاصِیتهاِی دومِیّن مِیگوِیِیم.
تصورات مرکب هم سه قسماند: تصور حالات، ذوات و اضافات؛ مثلاً تصور مکان و شکل و دورِی (مسافت)، حالتهاِی ترکِیبِیاند از تصوّر بسِیط. بُعد - که به باصره و لامسه حاصل شده - و تصور موقع و ساعت و روز و مدت سال و مانند آنها حالاتِی