در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٢٦٨ - ٢ طرِیق? اهل سلوک و تحصِیل حقِیقت از راه شهود
مجازفات است و ما معتقدِیم: به دلِیل عقل و اجماع و سنّت و كتاب، بحث به طرِیق? متكلّمان از اشاعره و معتزله، برهاناً ممنوع و تکلِیفاً حرام است.
٢. طرِیق? اهل سلوک و تحصِیل حقِیقت از راه شهود
طرِیق? دِیگر براى رسِیدن به حقاِیق، طرِیق? عرفا و ارباب كشف است و اِین طرِیق? انبِیاء و اولِیاء است. سالكان اِین طرِیق، به چشم دل، ملكوت سماوات و ارض را شهود مِینماِیند و به واسط? اتصال به ملكوت و باطن حقاِیق كه عوالم عقول طولِیه و عرضِیه و مقام اسماء و صفات حق باشد، به حقاِیق اِین عالم واقف مِیشوند. مقدّم? اِین طرِیقه، تصفِی? باطن و قلب و بالجمله تنوِیر روح از كدورات جسمانى است. قلب بعد از آنكه به واسط? رِیاضِیات علمِیه و عملِیه نورانى شد، انوار حق در آن تابش مىكند.
صدر المتألهِین اِین طرِیقه را نِیز علاوه بر تكمِیل قو? عقلى پِیموده است؛ لذا در مقدم? الشواهد الربوبِیة مِیگوِید:
«لما كثرت مراجعتِی إلى عالم المعانِی و الأسرار و ملازمتِی باب حكمة اللّه، مفيض الأنوار و طالت المهاجرة عما أكب عليه طبائع الجمهور و الإعراض بالكلية إلى الحق القراح عما استحسنوه ثقة بما هو المشهور و قلدوه خلفا عن سلف اعتمادا على مشافهة الحس للمحسوس و إغماضا عن مشاهدة الواردات على القلوب و النفوس؛ قد اطلعت على مشاهد شريفة إلهية و شواهد لطيفة قرآنية و