در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٢٥٠ - خلاصه تحقِیقات لاک درباره علم و معرفت انسان
مِیتوانستِیم معلوم کنِیم، وانگه مِیدِیدِیم که همه معقولات به محسوسات منتهِی مِیشوند. پس همه الفاظ در آغاز دالّ بر جزئِیّات بودهاند و معلوم کردِیم که همه بر محسوسات دلالت داشتهاند و کمکم به استعاره و برحسب مناسبت، به معقولات نقل شدهاند.
خلاصه تحقِیقات لاک درباره علم و معرفت انسان
خلاصه تحقِیقات جان لاک در چگونگِی علم و معرفت، ِیعنِی دانش انسان اِین است که دانش چِیزِی نِیست مگر درک سازگارِی و ناسازگارِی تصورات و معانِی ذهنِی که در ذهن ماست. به عبارت دِیگر: احکامِی است که ذهن ما در مناسبات مِیان تصورات خود مِیکند و آن مناسبات:
نخست: «مساوات» (ِیعنِی اِین همانِی) و «غِیرِیت» است (ِیعنِی اِین نه آنِی). مساوات ِیعنِی اِینکه تصور را تشخِیص بدهِیم که ِیکِی هستند و باهم مساويند و عِین ِیکدِیگرند، و بگوِیِیم که اِین همان است؛ مانند اِینکه سه چهار تا دوازده تا است. غِیرِیت آن است که ِیکِی غِیر از دِیگرِی است، و بگوِیِیم اِین نه آن است؛ مانند اِینکه سبز غِیر از سرخ است.
دوم: اضافه است؛ مانند، نسبت پدر به پسر ِیا نسبت بزرگتر به کوچکتر با نسبت مشابهت و بِیشباهتِی.
سوم: مقارنه است؛ ِیعنِی اِینکه در چِیزِی باهم باشند (ِیعنِی