در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٢٥١ - خلاصه تحقِیقات لاک درباره علم و معرفت انسان
همبودِی)؛ مانند اِینکه هوا سرد است با برف گرم نِیست؛ که عبارت است از اثبات ِیا نفِی سردِی و گرمِی براِی هوا و برف.
چهارم: تصديق به وجود تحققِی براِی چِیزِی که تصورش را دارِیم، اِینکه: خدا موجود است.
در اِین چهار قسم، نسبت را مِیتوان به دو قسم برگردانِید که اضافه و وجود باشد، زِیرا که اِینهمانِی، رأِی نه آنِی، همبودِی امارات و غِیريت و مقارنه را مِیتوان از مقوله اضافه شمرد. پس دانش واقعِی مِیشود اثبات يا نفِی اضافه، و اثبات ِیا نفِی وجود خارجِی براِی مفهومات و تصوراتِی که در ذهن دارِیم.
باِید توجه داشت که علم بهوجود، خود علم حضورِی و وجدانِی است؛ اما علم به وجود خدا، از راه عقل است؛ به اِین معنا که چون به وجود خود ِیقِین صد درصد دارِیم و مِیدانِیم که وجود ما حادث است، عقل حکم مِیکند که عدم نمِیتواند چِیزِی را بهوجود آورد، پس ِیقِین پِیدا مِیکنِیم که ما را ِیک ذات دِیگرِی بهوجود آورده است که او همِیشه بالذات بوده است و او خداست. اِین را نِیز مِیدانِیم هر چه در ما هست از اوست و قدرتش کامل است و چون ما عقل دارِیم، کاشف از اِین است که آن ذات هم عاقل است.
دلِیل دِیگر اِین است که هِیچکس نمِیتواند منکر شود که چون