در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٢٥٣ - خلاصه تحقِیقات لاک درباره علم و معرفت انسان
در اِین رشته نِیز تحقِیقاتش بنِیاد عقاِید سِیاسِی حکماِی سده هجدهم واقع شده است و فرضِیّههاِی او به شِیوه حکومتهاِی اخِیر اروپا و آمرِیکا معمول گردِیده است.[١]
لاک اِین دانشمند انگلِیسِی، راجع به علم اخلاق چندان توجه و تحقِیقاتِی بهعمل نِیاورده و او بِیشتر به سِیاست متماِیل بوده است. به عقِیده لاک که به هابز مِیگوِید حال طبِیعِی مردم، جنگ و جدال و چِیره بودن نِیرومندان بر ضعِیفان است، اشتباه کرده است؛ اما او مِیگوِید که اِین حال طبِیعِی را براِی جانوران مِیتوان پذِیرفت، اما براِی انسانها، حال طبِیعِی اِین است که هرکس بر نفس خود مسلط باشد. افراد نوع بشر آزادند که هم مختار و هم با ِیکدِیگر برابر باشند، طبعاً نتِیجه عکس مِیشود که هابز مدعِی بود که هر کس هر کارِی بکند نسبت به آن حق مالکِیّت دارد، واقعِیّت امر اِین است که هر کس حق تسلط بر نفس خوِیش را دارد و حق تسلط بر مال هم مربوط به همِین حق است.
به عبارت دِیگر: مال محصول دسترنج انسان است، چون نِیرو و انرژِی هرکس فِی الواقع مال صاحب بازو است. پس همانطور که انرژِی مال اوست، محصول کار هم مال اوست و هر کس آنچه به رنج و کار خود فراهم مِیکند نِیز از آنِ اوست و دِیگران بر آن حقِی
[١] برگرفته از: سِیر حکمت در اروپا، ج٢، ص١٤١.