در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٢٥٢ - خلاصه تحقِیقات لاک درباره علم و معرفت انسان
موجودات جهان همه حادثاند پس لامحال وجودِی باِید باشد که قدِیم و غِیر حادث باشد و دِیگرِی هرگز او را بهوجود نِیاورده باشد. از طرف دِیگر نِیز اِین را مِیدانِیم که ذات آفرِیننده، دو قسم مِیتواند باشد: مُدرِک و بِیادراک. هِیچ کس نمِیتواند بپذِیرد که ذات بِیادراک، موجودِی با ادراک اِیجاد کند. در نتِیجه، ذاتِی که همِیشه بوده و هست، مدرک و مجرد هم هست، از آنجا که مِیدانِیم ادراک خاصِیت نوعِی ماده نِیست، پس او مجرد و محِیط بر همه کائنات است.
اگر بخواهِیم به همه تحقِیقات جان لاک وارد شوِیم؛ اگرچه بر سبِیل اشاره و در کمال اختصار باشد؛ از گفتگوهاِی دِیگر باز مِیمانِیم، اِین اندازه که گفتِیم براِی نمونه بس است. همِین قدر مِیگوِیِیم که لاک نخستِین کسِی است که به شِیوه تحقِیق و نقّادِی امروزِی در چگونگِی علم انسان و حدود آن وارد شده و اِین شِیوه (ِیعنِی شِیوه تحقِیق و نقّادِی) را آغاز کرده و با شرح و بسط هر چه تمامتر از جهات گوناگون در آن مطالعات بهعمل آورده و تحقِیقاتش در افکار دانشمندان و محقّقان سده هجدهم، تأثِیر کلِی داشته، بهگونهاِی که هنوز هم محل ملاحظه و مورد استفاده است و کوششهاِی او در کشف حقِیقت علم در مقدمه تحقِیقات کانت و صاحبنظران دِیگر تأثِیر بسزائِی داشته است.
لاک در حکمت عملِی نِیز داراِی تصنِیفات چندِی بوده است که