در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٢٥ - بخش دوم تبِیِین حقِیقت نهفته در انسان
پس از اِین مقدمه کوتاه، اِین مسأله قابل توجه است که آِیا ذات حضرت حقّ پس از اِینکه ماشِین حِیات پر رمز و راز انسان و اِین معماِی هستِی را آفرِید و در مِیان همه مخلوقات فقط او را خلِیفه و جانشِین خود معرفِی کرد و در جواب سؤال فرشتههاِی برتر فرمود: (إِنِِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ) و او را ظرف تعلِیم خود معرفِی کرد، اِین استعداد نهفته و ناشناخته براِی دِیگران، چه بود که او را از مِیان اِین همه مخلوقات براِی تعلّم و شاگردِی ذات بِیهمتاِی خود برگزِید و در پاسخ به فرشتگان فرمود که «من چِیزى (از اسرار خلقت بشر) مىدانم كه شما نمىدانِید»!؟ مراد از کلم? «ما» که عبارت از حقِیقت نهفته است، چه بوده که آن را مخصوص ذات بِیهمتاِی خود قرار داده است؟
ب: گفتنِی است معِیار تکلِیف حضرت حقّ به بندگان، وجود قوّ? عاقله است. بدِین جهت مِیبِینِیم به هر کس که اِین گوهر گرانبهاِی عاقله را عطاء فرمود، از آنها تکلِیف نِیز خواسته است و به هر فردِی که اِین گوهر گرانبها را نداده، تکلِیف هم نخواسته است. از اِینرو هِیچگاه بهدرستِی روشن نشده که سِیر تمدن و دانش و حکمت، در کدام نقطه روِی زمِین آغاز شده است!؟ روِی اِین اصل، حکماء و عقلاءِ جهان بشرِیت، از آغاز خلقت، هر کس به فراخور دانش و قوّ? عاقله خود از آن سخن گفته است؛چنانکه در مِیان همه اقوام و ملل، همواره اشخاص نکتهسنج و خِیرخواه بودهاند که مردم را از سود و زِیانشان آگاه و به گفتههاِی خردمندانه بِیدار و آگاه مِیساختهاند.