در آمدی بر تفکرات فلسفی - حسینی بیان،سید مهدی - الصفحة ٢١٦ - نِیکلا مالبرانش
است. وِی در هنر نوِیسندگِی مقام بلندِی دارد و آراء فلسفِی او اساساً و بهطور کلِی از دکارت گرفته شده است و ِیکِی از دانشمندانِی است که روش دکارت و بهخصوص عقاِید او را در منطق و رِیاضِیات و طبِیعِیات ضمن توضِیح، تروِیج داده است و اما در ما بعد الطبِیعه بِیش از دکارت، به آگوستِین ِیعنِی در واقع به افلاطون نزدِیک شده و به مُثل افلاطونِی بهطور جِدِّی معتقد شده است و تا آنجا پِیش رفته که او را افلاطون مسِیحِی لقب دادهاند.
نخستِین تصنِیف مهم مالبرانش «جستجوِی حقِیقت» نام دارد. اِین اثر او در واقع شرح و توضِیحِی است از بِیان دکارت بر نامعتبر بودن ادراکات و خطاهاِی انسان در علم و فهم خود و تحقِیق در آنچه مِیتوان به آن ِیقِین حاصل کرد و روشِی که مِیتوان از آن راه به علم رسِید و خلاصه و ماحصل آن اِین است که: علت اصلِی خطا کردن انسان اِین است که روح و عقل او محجوب و محصور تن شده است و بهواسطه تن داراِی قوّه احساس و تخِیّل و همچنِین تماِیلات و نفسانِیّات گردِیده و در فهم و تعقل او تن مداخله داشته و از همه اِین راهها براِی او خطاها و اشتباهاتِی رخ مِیدهد.
منشأ خطاهاِی انسان از حواسّ اِین است که حواسّ به انسان براِی آن عناِیت شده است که وسِیله محافظت تن و ابقاء وجود او باشد و لکن انسان حواسّ را وسِیله علم پنداشته است. حواسّ در