مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٥٣ - کشتار شیع١٧٢٨ کرخِ بغداد و آتش زدن قبور ائمّه کاظمین توسّط حنابله
و قبر مادرش زبیدة) همه را آتش زدند! و آنچه از فضائع و شنائع به بار آوردند نظیرش در دنیا دیده نشده بود.
و چون فردای آن روز (که روز پنجم ماه ربیع الاوّل بود) باز بدانجا برگشتند و قبر حضرت موسی بن جعفر و محمّد بن علیّ علیهماالسّلام را حفر کردند تا آنکه اجساد آن دو را به مقبرۀ احمد بن حنبل انتقال دهند اشتباهاً بجای موضع این دو قبر، پهلوی این دو قبر را حفر کردند، که در اینحال نقیب عبّاسیّین (ابوتمّام) قضیّه را شنید و غیر او از هاشمیهای سنّی مذهب که از عبّاسیّین بودند آمدند و از این عمل آنان را منع کردند.
اهل کرخ نیز به سمت خان الفقهاء از حنفیها رفتند و غارت کردند، و مُدرِّس حنفیّه (أبا سعد سرَخسی) را کُشتند، و آن کاروانسرا و خانۀ فقهاء را آتش زدند، و فتنه از غرب بغداد به جانب شرق آن تجاوز کرد و کشتار و قتال به اهل باب الطّاق و بازار بَجّ و بازار کفّاشان رسید.
و چون خبر آتش زدن مشهد امامان به نورالدَّولة (دُبَیْس بن مَزْید که حاکم مصر بود) رسید بر او بسیار گران آمد و به شدّت متغیّر شد و به اندرون و سویدای او اثر گذارد؛ چون او و اهلبیت او و سایر شهرهائی که در زیر امر او بودند از نیل بودند و آن ناحیه همگی شیعه بودند.
و در این صورت در تمام بلاد و شهرهائی که در مصر زیر نفوذ او بود خطبه را دیگر به نام القآئم بأمرالله نخواندند؛ و چون به نزد او فرستادند و او را عتاب کردند عذر آورد که اهل مصر و تمام نواحی در حکمرانی او همه شیعه هستند و همۀ ایشان بر ترک خطبه به نام خلیفه اتّفاق کردهاند، و او قادر نبوده است بر آنان سخت گیرد کما اینکه خود خلیفه قادر نبوده است از سفیهانی که چنین أعمالی را به مشهد بجای آوردهاند جلوگیری کند؛ و پس از آن خطبه را به نام خلیفه خواندند و امر به صورت خود برگشت.