مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢١٧ - مکاشفه آقای بیاتی رحمة الله علیه از فوت آقای انصاری
در آن عالم مکاشفه فرمودند: فرزندم! تو آمادۀ سفر باش و زیارتت را به طور کامل انجام بده! من بعد از چهل روز به تو استادی را برای تربیت معرّفی میکنم.
من در آن عالم از ایشان خداحافظی نموده و بیرون آمدم و تا وقت حرکت با سواری یکی دو ساعتی بیشتر طول نکشید که در ده پانزده فرسخی همدان، ماشین که از گردنههای اسدآباد بالا میرفت و فکر و ذکر و توجّه من یکسره به ایشان بود؛ ناگهان به صورت کبوتر سپیدی از بالای منزلشان پرواز کرده و به من فرمودند: خداحافظ! من دانستم ایشان رحلت نمودهاند.
به باختران رسیدیم، و پس از تحصیل ویزا عازم عتبات عالیات شدیم و تقریباً مدّت یک ماه طبق دستور ایشان زیارت نموده و به همدان مراجعت کردیم.
درست از تاریخ ارتحال ایشان چهل روز گذشته بود که با طریقی که شرح و بسط فراوان دارد، حضرت آقای حاج سیّد هاشم حدّاد (ره) را که تا آن زمان زیارت نکرده بودم، و فقط در میان زمرۀ تلامذۀ مرحوم آیةالله قاضی (ره) نامی از ایشان شنیده بودم، به من معرّفی شد.
من با نهایت اشتیاق و خلوص و کمال ارادت و تمکین به محضرشان شرفیاب شدم. تا چشمم به ایشان افتاد دیدم عجبا! این همان مردی است که در جنب آقای انصاری در آن مکاشفه، پهلوی ستون نور بر فراز کرۀ زمین، در جنب قطب شمالی ایستاده بود!
از آن به بعد تا زمان ارتحال مرحوم حدّاد که در شهر رمضان المبارک ١٤٠٤ هجریّه قمریّه در کربلا ـ موطن ایشان ـ رخ داد، مدّت بیست وچهار سال تمام دست ارادت به ایشان داده، و در تحت تعلیم و ارشاداتشان بودهام.[١]
[١]ـ همان مصدر، ص ٢٧٦ الی ٢٧٩.