مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٦٥ - داستان مرحوم حائری و مرحوم شیخ حسین یزدی
روزی آقای شیخ حسین یزدی معروف که رئیس دادگاه شرع در زمان سلطان جائر بود با مرحوم پدرم آقای آیة الله حاج شیخ عبدالکریم در نزد مرحوم میرزای شیرازی بزرگ نشسته بودند؛ مرحوم میرزا راجع به استیجار شخصی که در مجلس آمده بود و تقاضای صلاة و صوم داشت، برای صلاة و صوم اموات از پدرم سؤال میکند و توثیق میخواهد، مرحوم پدر میگوید: من نمیشناسم و توثیق نمیکنم.
مرحوم میرزا از آقای شیخ حسین سؤال میکند، شیخ حسین به میرزا عرض میکند: حضرت آقا بدهید! بدهید!
وقتی که از مجلس خارج شدند مرحوم پدرم به آقا شیخ حسین میگوید: آیا شما این مرد را میشناختی و میدانستی که نمازها را میخواند؟ آقا شیخ حسین گفت: والله اگر یک رکعت از نمازها را بخواند! والله اگر نمازهای این مرد بر فرض خواندن به روح آن مرده اثری داشته باشد! آن مرد متوفّی نمازهای خود را نخوانده کجا این نمازها مؤثّر خواهد بود؟!
پدرم میگوید: من گفتم، پس چرا گفتی: «بدهید بدهید؟» آقا شیخ حسین در جواب گفت: آقاجان! خدا ارحم الرّاحمین است و میخواسته بدینوسیله دستگیری از فقراء و ضعفاء بشود؛ و بدینوسیله نیز نتیجه حاصل، و دستگیری میشود، و این مرد، مرد بیچاره و فقیری بود گفتم به او بدهید.[١]
داستان مرحوم حائری و مرحوم شیخ حسین یزدی
حضرت آیة الله آقای حاج شیخ مرتضی حائری ـدامت برکاتهـ از مرحوم پدرشان مرحوم آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری ـاعلی الله تعالی مقامه الشّریفـ نقل کردند که: آن مرحوم میفرمودند:
[١]ـ جنگ ٧، ص ٢١٦.