مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٢٦ - آقا محمّد علی بهبهانی کرمانشاهی، سیّد معصوم علیشاه و مظفّر علیشاه را کشت
و در صفحه ٣٢ آورده است:
نگارنده گوید: صاحب قصص العلماء در این مرحله به اشتباه رفته؛ چون سیّد معصوم علیشاه را به امر آقا محمّد علی شهید نمودند نه نورعلیشاه را؛ و شعری که نسبت به نورعلیشاه داده صحیحش این است:
«ما ابر گهر باریم هیهی جبلی قمقم»
و [آن] مصراع که ذکر کرده به هیچ وجه گفتار نورعلیشاه نیست!
در کتاب قصص العلماء بسیار مطالب اشتباه و بعضی چیزهائی که نباید در کتاب رجال آورد آورده است.
در کتاب مئآثر و الآثار مرحوم محمّد حسن خان (اعتمادالسّلطنة) در ترجمۀ مؤلّف قصص العلماء چنین آورد:
میرزا محمّد تنکابنی فقیه مقدّس صادق سلیمالصّدر ساده لوح بود. و به تألیف کتاب قصص العلماء علم تراجم رجال را قرین انفعال نمود.
و در صفحه ٣٥ تا صفحه ٣٧ آورده است:
در کتاب تاریخ ایران سرجان ملکم، سفیر کبیر انگلیس در دربار فتحعلیشاه گوید:
نورعلیشاه چنان حسن و جمالی دلربا و گیرنده داشت که احدی را قدرت تند دیدن بر او نبود، چه جای تیغ کشیدن! و الا او هم به امیرمعصوم رفته بود؛ یعنی کشته شده بود.
و گوید:
نورعلیشاه و میرمعصوم قبل از ورود به کربلا در کرمانشاه چندی اقامت کردند؛ در این اوقات عرایض پی در پی از اهالی آن دیار (یعنی کربلا) رسید، ایشان را بدان صوب مایل ساخت.
رجوع مردم به ایشان در کرمانشاه عِرق حسد و غیرت مجتهد آنجا را که به فضیلت و تقوا شهرتی تامّ داشت به حرکت آورد؛ مجتهد مشارٌ الیه از بیم آنکه مبادا نائرۀ زندقه و إلحاد بالا گیرد، قصد کرد که یک دفعه از تیشۀ کینه، ریشهکن بنیان دیرینۀ ایشان شود؛ لهذا نورعلیشاه را محبوس ساخت.