مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٣٠ - نامه حضرت علاّمه به بعضی از اقارب در مرافعات خانوادگی
به قم مشرّف میشویم یکی دو شب بمانیم و یا ایشان بیشتر به طهران بیایند! عرض کردم: نمیشود، چون اوقات محصّل علوم شرعیّه بسیار مغتنم است، و نظر ما برای ازدواج ایشان ممدّ و معدّ تحصیل است نه مزاحمت؛ ایشان هم قبول کردند و بر این اساس خطبۀ عقد اجراء شد. ولیکن معالأسف تکرار مراوده و پیاپی آمدن به طهران و بالأخصّ اقامت مدّت مدیدی در منزل سرکار بر اساس گفتگو و عدم تمکین مطلق از شوهر به علت میل به آزادیهای بیجا و بیمورد که جز سردی برای زندگی گرم خانوادگی چیزی در پی آمد خود ندارد،... را خسته و کسل نموده است، و البته موجب مشاجره و مکالمه میگردد؛ که در این صورت وظیفۀ بزرگان که در نزدیک هستند، با إرائۀ راه مستقیم و خیر و مصلحت میبایست آنان را بیدار نموده و مصلحت غائی و سعادت همیشگی را که صرفاً اطاعت از شوهر و بارداری و بچهداری و تکامل علمی و عملی در کانون گرم و صفا و مودّت است به آنان نشان دهند، و از حسّ تفوّق جوئی و آتش زدن احساسات که جز سردی و سستی چیزی به بار نمیآورد پرهیز کرد، و عقل را بر احساس مقدّم داشت و خداوند را در همه احوال حاضر و ناظر دید و نیکبختی غائی و سعادت نهائی را مقدّم شمرد، (وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ).[١]
البته برای بعضی از ... مشکلات بسیار بسیار شدید و طاقت فرسا در خانۀ شوهر پیش میآمده است و چون آنها به خانۀ پدر میآمدند و شکوه میکردند بزرگان از پدر و مادر آنها را نمیپذیرفتند و همان روز با پند و اندرز به خانۀ شوهر بر میگرداندهاند؛ کراراً از پدرم شنیدم که به آنها میفرمود: رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرموده است: خیرُ نساء امّتی الوَلودُ الوَدودُ الذّلیلةُ عند بَعلها، العزیزةُ عند أهلها؛ و اگر بنا بود آنان دختران خود را میپذیرفتند و یکی دو شب هم شده از خانۀ
[١]ـ سوره فصّلت (٤١) آیه ٣٥.