مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٩٤ - بحث شَرَقْ یعنی شراب به اضافه عرَق
ارض اقدس برای زیارت مشرّف شده بودند و به دیدار حقیر برای عیادت مریض کرامت فرموده و ابتداءً خودشان به بنده منزل تشریف آوردند، در ضمن گفتگو بحثی را از حضرت رهبر فقید انقلاب آیةالله خمینی و جناب آیةالله منتظری دامت معالیه به میان آوردند که:
در قدیم الایّام روزی آقای منتظری با حضرت آقای خمینی بر سر موضوعی بحث داشتند، فرمودند: خصوصیّت مبحث در نظرم نمیباشد؛ ولی همینقدر میدانم آیةالله خمینی میفرمودند: این حکم با آن حکم جمع میشوند و اجتماعشان اشکالی ندارد با آنکه در صورت عدم اجتماع هر یک از آن دو حکم فی نفسه ممتنع میباشند، و آیةالله منتظری که شاگرد ایشان بودند سخت مخالف بوده و داد و بیداد طلبگی راه افتاده بود.
آیةالله خمینی در مرام خود اصرار داشتند و آقای منتظری نیز از منظور خود تنازل نمینمودند؛ ولی از هر طرف میخواست مطلب خود را اثبات نماید موفّق نمیشد و آیةالله خمینی جلوی او را میگرفتند. بالأخره آقای منتظری با همان لهجه اصفهانی گفت:
استدلال شما برای حلّیّت و جواز حکم عیناً مانند حلّیّت شَرَق میباشد!
همه مستمعین و بالأخص خود آیةالله پرسیدند: حلّیّت شَرَق دیگر کدام است؟!
گفت: یکی از لوطیهای معروف که دائمالسُّکر بوده، و مستی و خوردن مُسکِر برای او امر عادی شده بود و دیگر شراب تنها به او مزه نمیداد فلهذا آن را همیشه با عرَق مخلوط مینمود و میخورد. روزی وی را در حال مستی و جنابت گرفتند و نزد عَسَس و داروغه آوردند تا از او اقرار بگیرند و قاضی حکم بر حدّ او جاری سازد؛ آنچه کردند اقرار کند نکرد، و قسَمهای مؤکّده و مغلَّظه میخورد.
بالأخره حالش که برای عموم و برای قاضی معلوم بود، نمیتوانستند او را رها کنند در پایان کار قاضی از او پرسید: تو شراب خوردهای؟!