مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٢١ - رؤیای عجیب کاشف الغطآء در أثر نسبت حکمِ بدون دلیل به علماء دادن
آن طلبه پاکستانی میگفت: عملاً برای ما مشهود و محسوس شد که: خدا از در بسته هم بستهتر روزی را میرساند و کسی را که اجلش نرسیده است بدینگونه از چنگال مرگ میرهاند.[١]
رؤیای عجیب کاشف الغطآء در أثر نسبت حکمِ بدون دلیل به علماءدادن
[سیمای فرزانگان] صفحه ٢٥٥: تَضَرُّع شیخ جعفر کاشف الغطاء
مؤلّف لمعات در آن کتاب مینویسد: استاد ما جناب شیخ حسن فرزند شیخ جعفر کبیر، صاحب کتاب کشف الغطاء روزی در مجلس فرمود؛ شیخ کبیر شبها پس از اندکی خواب، برمیخاست و تا وقت نماز شب به مطالعه میپرداخت، بعد به نماز و تضرّع و مناجات مشغول میشد تا سپیدۀ صبح.
شبی ناله و صیحۀ او را شنیدیم و مثل این بود که بر سر و روی خود میزند، ما برادران متوحّش شده به خدمتش دویدیم، او را با حالتی منقلب مشاهده کردیم که دامنش از اشک دیدگانش پر آب بود و به سر و صورت خود میزد! ما دست او را گرفتیم و علّت این امر را از وی پرسش کردیم، فرمود: از من خطائی سر زده است؛ زیرا اوّل شب مسألهای فقهی در نظرم بود که علمای بزرگ حکم آن را بیان کردهاند و میخواستم دلیل حکم را از احادیث اهلبیت علیهمالسّلام ملاحظه کنم، چند ساعت کتب اخبار را مطالعه کردم و مستندش را نیافتم و خسته شدم و از روی کمال خستگی گفتم: خداوند علماء را جزای خیر دهد، حکمی کردهاند بدون دلیل! سپس خوابیدم، در عالم خواب دیدم برای زیارت حضرت أمیرالمؤمنین علیهالسّلام روانۀ حرم مطهّر هستم، چون به کفشکَن
[١]ـ جنگ ٢٢، ص ٥٥ الی ٥٧.