مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٤١ - پیدایش نوری در پیشاپیش آقای شیخ محمّد تقی بهجت رضوان الله علیه برای تجدید وضو
تا همه اطبّاء را جمع نمود، سیّد به آنها گفت: شما زخم این مرد را دیدهاید؟ گفتند: بلی! فرمود: قابل معالجه هست؟ گفتند: نه!
فرمود: لااقلّ اگر معالجه بخواهد چقدر وقت لازم دارد؟ عرض کردند: لااقلّ دو ماه!
پس فرمود، اسماعیل پای خود را باز کرد، همه تعجّب کردند! یکی از اطبّای مسیحی گفت: این جز کار حضرت عیسی کار شخص دیگری نیست.
خلیفه خواست پول زر به اسماعیل بدهد، اسماعیل قبول نکرد؛ گفت: چرا قبول نمیکنی؟ گفت: همان کسی که پای مرا شفا داده فرموده تا قبول نکنم. خلیفه از این جهت متأثّر شد.
سیّد با اسماعیل به نجف اشرف مراجعت کرد.[١]
[پیدایش نوری در پیشاپیش آقای شیخ محمّد تقی بهجت رضوان الله علیه برای تجدید وضو]
و نیز حضرت معظّم له[٢] نقل کردند از آقای آقا شیخ محمّد تقی بهجت رشتی که از رفقای ما در قم هستند، که ایشان فرمودند:
شبی در مسجد سهله مشغول عبادت بودم، نیمه شب در ظلمات محتاج به تجدید وضو شدم و خائف بودم بدون چراغ به بیرون مسجد روم، ناگاه نوری در پیشاپیش راه من هویدا شد! من با نور حرکت میکردم، نور در جلوی من حرکت میکرد، وضو گرفته و به مسجد مراجعت کردم، آن نور ناپدید شد.
[١]ـ همان مصدر، ص ١٥٤ الی ١٦٦.
[٢]ـ مراد حضرت آیة الله آقا شیخ عبّاس قوچانی میباشد که وصیّ آیة الحقّ و العرفان قاضی طباطبائی بودهاند. (محقّق)