مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٨٨ - راجع به مرحوم آیة الله سیّد محمّد حجّت کوه کمری رحمة الله علیه
اتّفاقاً این سؤال که در همدان میشود، در همان وقت تشییع مرحوم آیةالله حجّت در قم بوده است؛ پس از دو سه ساعتی که میگذرد، جنانی باز روح شیخ بهائی (ره) را احضار میکند و او میگوید: ما برای تشییع جنازۀ مرحوم حجّت رفته بودیم! و بعد چون از قضیّه ختم میپرسد که چگونه با آنکه شما تأکید در مجرّب بودن آن نمودهاید و در صورت عدم تحقّقِ مقصود، بر خود الزام لعنت نمودهاید، معذلک ما انجام دادیم و مقصود برآورده نشد؟!
شیخ بهائی به جنانی میگوید: من در آنجا نوشتهام که: باید ابتدای ختم جمعه باشد، و به یکشنبه پس از ده روز ختم شود، شما از یکشنبه شروع نموده و به جمعه ختم نمودهاید!
مرحوم یاسری چون مراجعه به کتاب مینماید، میبیند که: فرمایش شیخ درست و او اشتباه کرده است.
اقول: احضار ارواح شرعاً حرام است و علاوه موجب کدورت باطن میشود و قساوت قلب و آلودگی میآورد. این حقیر در سابق الایّام شاید در سنوات بین ١٣٧٧ تا ١٣٧٩ هجریّه قمریّه ـ که تاریخ کتابت این سطور ١٤٠٨ است ـ روزی با حضرت استاد گرامی عرفانی: آیةالله و جمال السّالکین آقای حاج شیخ محمّد جواد انصاری همدانی ـرضوان الله علیهـ در شهر همدان، از مسجد به منزلشان در خیابان شِوِرین میآمدیم، در راه در خیابان شورین عمارت بلندی را که ظاهراً سه طبقه بود، به من نشان دادند و گفتند:
این عمارت مال جَنانی است که تسخیر ارواح میکند. او نزد من آمد و دستور سلوک عرفانی و سیر عوالم الهی را طلب کرد. گفتم: باید اوّلاً دست از این کارت برداری و توبه کنی تا من تو را قبول کنم و به تو دستور بدهم. او حاضر نشد دست از کارش بردارد فلهذا ما هم با او کاری نداشتیم! و بالأخره جنانی به طهران رفت و با دربار شاه رابطه پیدا کرد و برای آنها کارهائی را انجام میداد و