مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٥٤ - کشتار شیع١٧٢٨ کرخِ بغداد و آتش زدن قبور ائمّه کاظمین توسّط حنابله
در الغدیر، جلد ٤، از صفحه ٣٠٨ تا صفحه ٣١٠، آنچه را که ما در اینجا از تاریخ ابن اثیر آوردیم آورده است، و پس از آن گوید که: ابن جوزی در منتظم، جلد ٨، صفحه ١٥٠، گوید:
عیار طَقطقی از اهل درزیجان در دیوان حاضر شد و او را توبه دادند؛ و معاملۀ با اهل کرخ به واسطۀ او صورت گرفت که شیعیان کرخ را در جاهای خود و خانههای خود تفحّص میکرد و دنبال مینمود و همه را مرتّباً و متّصلاً میکشت به طوریکه بلوی و فتنه بالا گرفت؛ در وقت ظهر اهل کرخ مجتمع شدند و دیوار باب قلاّئین را خراب کردند و بر آن دیوار عَذَرَه انداختند.
و طقطقی دو مرد از شیعیان را کشت و آنان را بر باب قلاّئین به دار کشید، بعد از آنکه قبلاً نیز سه نفر از آنان را کشته بود و سرهای آنها را جدا کرده بود و به سمت اهل کرخ پرتاب کرده و گفته بود با این سرها نهار خود را تهیّه کرده و بخورید! و از آنجا به درِ زعفرانی آمد و از اهل آنجا صد هزار دینار طلب کرد و آنان را بیم داد که اگر ندهند باب زعفرانی را آتش میزند.
اهل باب زعفرانی با او به مدارا و ملاطفت رفتار کردند، و او از آتش زدن منصرف شد ولیکن در فردای آن روز به نزد آنان رفت و مطالبه نمود؛ شیعیان باب زعفرانی با او مقاتله کردند و از شیعیان یک مرد هاشمی کشته شد که جنازۀ او را به مقابر قریش در کاظمین حمل کردند.
طقطقی اهلسنّت را از بغداد بیرون آورده و به سوی مشهد باب التِّبن (کاظمین) حرکت داد تا دیوار صحن را سوراخ کردند و آنچه در آن بود به غارت بردند و جماعتی را از قبورشان بیرون آوردند و همه را آتش زدند، همچون عَونی و ناشی (علیّ بن وصیف) و جذوعی؛ و جماعتی از مردگان را حمل کردند و در قبرهای متفرّق و جدا دفن کردند و در قبرهای تازه و کهنه آتش انداختند! و دو ضریح و دو قبّه از چوب ساج که متعلّق به امام موسی بن جعفر و امام محمّد بن