مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٥٥ - کشتار شیع١٧٢٨ کرخِ بغداد و آتش زدن قبور ائمّه کاظمین توسّط حنابله
علیّ بود آتش گرفت، و یکی از دو قبر را حفر کردند تا جنازه امام را درآورند و نزدیک قبر احمد بن حنبل دفن کنند که در این حال نقیب رسید و مردم رسیدند و آنها را از این عمل منع کردند. الخ.
و این قصّه را مختصراً در شَذَرات الذّهب، جلد ٣، صفحه ٢٧٠، ابن عماد آورده است؛ و ابن کثیر در تاریخ خود جلد ١٢، صفحه ٦٢، نیز آورده است.
اقول: و در همین سنه بود که شیخ طوسی ـ رضوان الله علیه ـ به نجف اشرف رهسپار شد؛ چون محل توطّن شیخ همچون استادش سیّد مرتضی در کرخ بغداد بود، ولیکن چون رئیس الرّؤساء (وزیر القائم بالله، که مرد خبیث و زشت فطرتی بود) یکی از رؤساء شیعه را که ابیعبدالله بن جلاّب بود کشت و قصد داشت شیخ را نیز بکشد شیخ از بغداد به نجف گریخت، و خانۀ شیخ را غارت کردند و کتابخانۀ او را آتش زدند.
نجف در آن أوان شهر رسمی نبود ولیکن به واسطۀ هجرت شیخ در سنۀ ٤٤٣ تا ٤٦٠ که شیخ رحلت کرد کمکم مرکز تعلیم و تدریس شد و سپس طلاّب و فضلا بدانجا روی آوردند و تا زمان ما که قریب یک هزار سال میگذرد از حلّه و نجف بزرگانی برخاستهاند.
گویا دعای سیّد در شعر خود که میگفت:
|
و لو استطعتُ جَعَلتُ دارَ إقامتی |
تلک القُبورَ الزُّهرَ حتّی اُقْبَرا |
و ما در صفحه ٢١٢ از همین مجموعه آوردیم، دربارۀ شاگردش مستجاب شد و شیخ طوسی در نجف توطّن کرد و در همانجا هم در منزل خود که در ضلع شمالی خارج از صحن مطهّر واقع است به خاک سپرده شد.
تولّد شیخ در ٣٨٥ و وفاتش در ٤٦٠ بوده است؛ رحمةُ الله علیه رحمةً واسعةً.[١]
[١]ـ جنگ ١٥، ص ٢١٧ الی ٢٢٤.