مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٨٨ - داستان آقا شیخ اسماعیل جاپلقی و دور افتادن از قافله
برسد آرزو دارم سلام نکند و مشغول احوالپرسی نگردد که من ناچار به جواب سلام و پاسخ گفتار او بشوم.
[اعتراض به نهضت مشروطه در محضر میرزا]
آقای حائری[١] میفرمودند: روزی مرحوم آقا شیخ حسین یزدی پس از تمام شدن انقلاب مشروطیّت به دست مرحوم میرزای نائینی و همقطارانش و روی کار آمدن لامذهبها و فکلیها و معاندین اسلام، در مجلس میرزای نائینی بلند بلند به میرزا گفت: نهضت مشروطه «کار کردنِ خَر شد و خوردن یابو!»
میرزا شنید و سر تکان داد و میخواست تصدیق کند، ولی میخواست که بفهماند که من لفظ «خر» را نشنیدم چون مرجعش به خود او بود.
بعضی از شاگردان مرحوم میرزا که در مجلس حاضر بودند مثل آقای آقا سیّد جمال الدّین گلپایگانی و آقای حاج شیخ محمّد علی کاظمینی هم اصرار داشتند که به میرزا تفهیم کنند که میگوید: کار کردن خَر! کار کردن خَر!
آقای حائری میفرمودند: آقای شیخ حسین یزدی مرد کجسلیقهای بود.
داستان آقا شیخ اسماعیل جاپلقی و دور افتادن از قافله
آیةالله حائری قضیۀ عجیبی را از مرحوم مغفور آقای حاج شیخ اسماعیل جاپلقی که از اخیار و ابرار و از علمای معروف طهران بود نقل کردند، فرمودند:
آقای جاپلقی برای خود من بدون واسطه نقل کرد که من با پدرم و جماعتی با کجاوه و دلیجان و اُلاغ از جاپلق عازم تشرّف به ارض اقدس علیّبن موسی الرّضا علیه آلاف التحیّة و الثّناء شدیم؛ و در آن زمان از جاپلق که از قراء اَراک است
[١]ـ در این حکایت و حکایات بعد مراد حضرت آیةالله حاج آقا مرتضی حائری ـرضوان الله علیهـ میباشد.