مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٠٠ - حکایتی از مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینی راجع به اشتباه واضح
ولی بسیار ایشان را مهموم و مغموم دید؛ از علّت پرسید، گفتند: این دختر سالیان درازی است که ازدواج کرده ولیکن اولادی نیاورده و اینک شوهر او در صدد تجدید فراش است و از وقتی این خبر به این دختر رسیده است زندگانی برای او تلخ شده، نه روز دارد و نه شب، پژمرده و پلاسیده شده و پیوسته در تشویش و نگرانی بسر میبرد.
اهل بیت ما به آنها میگوید: هرکس به زیارت امام رضا علیهالسّلام بیاید و سه حاجت بخواهد، آن حوائج و یا یکی از آنها (تردید از ناقل است) برآورده خواهد شد. الآن وضو بگیر و به حرم مطهّر مشرّف شو و از آن حضرت طلب اولاد کن! دختر برمیخیزد و وضو میگیرد و به حرم مطهّر مشرّف میشود و دعا میکند و این خانواده پس از زیارت مشهد به کاظمین مراجعت میکنند.
آقای حاج سیّد علی لواسانی فرمودند: ما عادتمان این بود که در هر سال یک بار به اعتاب عالیات مشرّف میشدیم، و فصل زمستان را در آنجا میماندیم؛ چون به کاظمین مشرّف شدیم و در منزل مرحوم حیدری رفتیم دیدیم صدای گریۀ طفل نوزاد بلند است و اهل منزل آنقدر خوشحالند که در پوست نمیگنجند! و گفتند: همین که ما از مشهد مراجعت کردیم و شوهر این دختر با او مضاجعت کرد، به مجرّد آمیزش حمل برداشت! و اینک که نُه ماه میگذرد بچه تولّد یافته است و بهترین موهبت و عطای حضرت رضا علیهالسّلام به ما رسیده است.
حکایتی از مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینی راجع به اشتباه واضح
آقای آیةالله میرزا محمّد رضای مهدوی دامغانی ـ دامت برکاته ـ حکایتی از مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینی نقل کردند که بسیار جالب است.
میفرمودند: مرحوم حاج شیخ هاشم مردی مراقب و صاحب فتوا و دور از