مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٨٢ - داستان مردی که با گفتن بسم الله مانند حضرت عیسی بر روی آب راه میرفت
بخورد خونش به گردن خودش خواهد بود، با این همه هنوز در قبایلی از کامرون که از شعاع عمل قانون به دور افتادهاند جسد مادربزرگها را در یک جشن عظیم به صورت آبگوشت مخصوصی میخورند.
ژاندارمهای کامرون بعد از شست و شوی مادر بزرگها دور قبر او را سیمان میکنند و آنقدر در کنار گور او میایستند تا سیمان محکم شود و به اصطلاح خودش را بگیرد، زیرا هیچ بعید نیست که افراد قبیله برای شادی روح مادربزرگ قبرش را بشکافند و جسدش را همانجا قطعه قطعه کنند و میل فرمایند.[١]
[داستان مردی که با گفتن بسمالله مانند حضرت عیسی بر روی آب راه میرفت]
و در صفحه ٤٢ و صفحه ٤٣ گوید:[٢]
ثقة الاسلام کلینی در کتاب شریف اصول کافی از امام صادق علیهالسّلام روایت فرموده است که شخصی همراه حضرت عیسی علیهالسّلام بود، تا به دریا رسیدند و با حضرت بر روی آب راه میرفتند، و از دریا میگذشتند.
آن شخص دید که بر روی آب مثل زمین هموار عبور میکنند؛ در عین عبور به این فکر افتاد که حضرت چه میگوید و چه میکند که بر روی آب اینگونه راه میروند؟ دید حضرت میگوید: بسم الله!
از روی عُجْب به این گمان افتاد که اگر خودش از تبعیّت کامل بیرون آید و مستقلاًّ بسم الله بگوید مانند حضرت میتواند بر آب بگذرد.
از کامل بریدن همان، و غرق شدن همان! استغاثه به حضرت روح الله نمود،
[١]ـ همان مصدر، ص ٣٣٣ و ٣٣٤، به نقل ازسفرنامۀ برادران امیدوار.
[٢]ـ جنگ ١٨، صفحه ٣٧ و ٣٨، به نقل از مجموعه مقالات استاد حسن زاده آملی.