مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٣٠ - ابیاتی از کتاب
دیگر حاجی ملاّ رضای همدانی کوثر علی، جامعُ المعقول و المنقول بوده، اگرچه از حسینعلیشاه تلقین ذکر یافته، ولی از ارادتمندان جناب شاه و اجازۀ دلالت از شاه داشته است.
تفسیر دُرّالنَّظیم را به غایت خوب نوشته، و نیز رسالۀ بسیار خوب در ردّ شبهات مارتین نصرانیّ و اثبات نبوّت پیغمبر آخرالزّمان نوشته، و مثنوی و غزلیّات نیز داشته است.
نائبالسّلطنه عبّاس میرزا و قائم مقام فراهانی صحبت او را مغتنم میشمردهاند، ولی از بعضی علماء زمان اذیّت و آزار بسیار کشیده؛ و در سال ١٢٤٧ هجری در کرمان وفات یافته، در مزار مشتاقیّه مدفون گردیده است.[١]
[ابیاتی از کتاب نور الابصار در کشتن اولیاء خدا]
در کتاب نورالأبصار شیخ اسد الله ایزدگشسب، در صفحه ٦٣ این ابیات را در ضمن حکایت مرموزهای از نورعلیشاه نقل میکند:
|
مُعصّا و مُردّا و مُعمَّم |
بقتل اهل دل گشته مصمّم |
|
|
همه مردار خوار و سگ طبیعت |
ندیده راه و رسم آدمیّت |
|
|
از ایشان خواستم پرسم سؤالی |
دمی آنجا ندادندم مجالی |
و در صفحه ٦٥ نقل کرده است:
|
قلم اینجا رسید و سر بشکست |
ناطقه جمله انکسار آمد |
در کتاب نور الأبصار ایزدگشسب، این اشعار را از نورعلیشاه نقل نموده است، در صفحه ٧٩:
|
مگر فکنده ز رخ یار من نقاب امشب |
||||
|
که روشن است جهان، همچو آفتاب امشب |
||||
[١]ـ جنگ ٣٠، ص ٢٢ الی ٢٨.