مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٥٨ - در احوال مرحوم آقا سیّد علی شوشتری (ره)
من در نجف اشرف تحصیل میکردم یک شب در خواب دیدم که سراسر یقۀ لباس من و جلوی یقه تا محل دگمههای قبای من مملوّ از شپش شده است.
از خواب بیدار شدم، (مرحوم والد به قدری در نظافت اهتمام داشتند که از نقطه نظر نظافت و پاکی بدن و دندانها و لباس ضرب المثل بودند) و متحیّر بودم که تعبیر این رؤیا چیست؟ تا همان روز برای تعبیر این خواب به محضر مرحوم قاضی ـ رضوان الله علیه ـ رسیدم و تا آن روز خدمتشان نرسیده بودم. چون خواب را برای ایشان حکایت کردم؛ فرمودند: شما به علم اصول زیاد اشتغال دارید!
[در احوال مرحوم آقا سیّد علی شوشتری (ره)]
و نیز آقا حاج سیّد عزّالدین نقل کردند از پدرشان از آقای کفائی آقا میرزا احمد از پدرشان آخوند ملاّ محمّد کاظم خراسانی، که ایشان میگفتهاند:
ما که در درس مرحوم شیخ انصاری ـ رضوان الله علیه ـ میرفتیم، سیّدی هم به طور مداوم درس ایشان میآمد، ولی پیوسته ساکت بود و با احدی سخن نمیگفت و ما چنین میپنداشتیم که او در فقه و اصول و علوم ضعیف است و بر همین اساس تکلّم نمیکند؛ تا مرحوم شیخ فوت کرد و آن سیّد را وادار کردند که به جای شیخ بنشیند و درس را تعقیب کند.
هیچ نمیپذیرفت تا بالأخره او را ملزم کردند؛ چون درس را شروع کرد دیدیم عجیب بحر موّاجی است که اصلاً ساحل ندارد! و آن سیّد، مرحوم آقا سیّد علی شوشتری، استاد شیخ در اخلاق است.
و نیز میگفتند[١] که: مرحوم شیخ وصیّت کرده بود که بر جنازۀ او ایشان نماز گزارند و چون شیخ رحلت کرد، مرحوم آقا سیّد علی بر جنازۀ او نماز گزاردند.
[١]ـ یعنی آقای سیّد عزّالدّین. (محقّق)