مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٤٦ - وفات عبدالله بن اُبیّ سَلول و نماز رسول خدا بر عبدالله بن اُبیّ و مانع شدن عمر
من تو را از محبّت یهود نهی کردم و تو به قول من عمل ننمودی!
عبدالله بن اُبیّ جواب داد که: أسعد بن زرارة با آنکه ایشان را دشمن میداشت، عداوت آن جماعت مرگ را از وی باز نداشت؛ یا رسول الله! این زمانِ سرزنش نیست! اکنون وقت ارتحال ملتمس از مکارم اخلاق تو آنکه: بعد از فوت من به جنازۀ من حاضر شوی و پیراهن خود عنایت فرمای تا کفن من سازند!
و در آن روز رسول خدا دو پیراهن پوشیده بود و آن یک را که ملاصق بدن نبود به عبدالله داد، و ابن اُبیّ پیراهن زیرین را التماس نموده؛ ملتمس وی مبذول افتاده، باز خواهش نموده گفت: یا رسولالله! امیدوارم که بر جنازۀ من نمازگزاری و از خدای تعالی و تقدّس مسألت نمای تا گناهان مرا بیامرزد! آن حضرت قبول فرموده.
أرباب سیر آوردهاند که: رسول الله در تغسیل و تکفین ابن اُبیّ حاضر شد و پسر او را که مؤمنی صافی عقیده بود، پرسش نمود؛ و چون جنازۀ عبدالله به موضع جنائز بردند حضرت برخاست تا برود و بر وی نماز گزارد، عُمَر از جای خود برجست و دست در دامن پیغمبر زده گفت: یا رسول الله! میخواهی که بر وی نماز گزاری و او در فلان روز این سخن گفت؟!
حضرت مقدّس صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود که: ای عمر! دست از دامن من باز دار! و عمر همچنان إلحاح مینمود.
حضرت فرمود که: مرا مخیّر ساختهاند میانۀ طلب آمرزش ایشان هفتاد بار و میان عدم طلب آمرزش و من اختیار استغفار کردهام. و اگر میدانستم زیادتی استغفار هفتاد بار، موجب غفران عبدالله میشود هرآینه بر آن زیاده میکردم!
و این سخن مشیر است به آیه کریمۀ: (اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ).[١]
[١]ـ سوره التّوبة (٩) صدر آیه ٨٠.