مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٣٢ - جریان خطور آقا حاج محمّد رضا تبریزی و به گردن پیچیدن درویش عمامه او را
در صفحه ٨٣، از نورالأبصار اسدالله ایزد گشسب:
|
عَرقی از گل رویش چو ز بیداد چکد |
||||
|
دل من خون شود و از لب فریاد چکد |
||||
|
آنچنان صید ضعیفم که گر افتم در دام |
||||
|
عرق شرمِ من از جبهۀ صیّاد چکد |
||||
|
عجبی نیست به قتل من اگر خنجر عشق |
||||
|
قطرۀ خون شود و از کف جلاّد چکد |
||||
|
خسروا بی لب شیرین تو در دامن کوه |
||||
|
تا به کی خون ز دم تیشۀ فرهاد چکد |
||||
|
تا نماید به جهان ذرّهای از نور علی |
||||
|
چشمۀ خور ز دم خامۀ ایجاد چکد[١] |
||||
[جریان خطور آقا حاج محمّد رضا تبریزی و به گردن پیچیدن درویش عمامه او را]
در لیلۀ جمعه، ١٢ / ج ٢ / ١٣٧٧
حضرت آقا[٢] فرمودند:
آقا سیّد معصومعلیشاه شاگرد آقا سیّد علی رضا دکنی بود. پس از مدتی آقا سیّد معصومعلیشاه به ایران آمد از هند، در حالیکه یک ساتر عورت بیشتر نداشت، و حاج محمّد جعفر بروجردی و حاج محمّد رضا تبریزی از شاگردان آقا سیّد علیرضا و در
[١]ـ جنگ ١٣، ص ١٢٣.
[٢]ـ منظور از حضرت آقا روحی فداه در این عبارت و عبارات بعدی مرحوم آیة الحقّ و العرفان و سند الدّرایة و مدار الشّریعة آیة الله العظمی آقای حاج شیخ محمّد جواد انصاری همدانی ـقدّس الله نفسه الزّکیةـ میباشد. (مرحوم علاّمه طهرانی قدّس سرّه)