مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٥٨ - کتاب
است، ولی در سیره أئمّۀ دوازدهگانه شیعه هیچ کتابی نوشته نشده است بجز کتاب الدُّرُّ النّظیم فی الأئمّة اللَّهامیم و نسخ این کتاب به تدریج از بین رفت و فقط یک نسخه از آن جُزو کتب کتابخانه آیة الله حاج سیّد حسن کُبّه بود که بعد از رحلت آن فقید سعید به کتابخانۀ مرحوم دائی پدر ما، حضرت آیةالله آقا میرزا محمّد طهرانی ـ رضوان الله علیه ـ نزیل و مقیم در سامرّاء منتقل شد.
دائی زاده پدر ما آیةالله حاج میرزا ابوالحسن شریف عسگری ـ دام توفیقهـ برای حقیر نقل کرد:
بعد از رحلت مرحوم کُبَّه که میخواستند کتابخانۀ او را حرّاج کنند مرحوم پدرم مرا برای خرید بعضی از مخطوطات از جمله این کتاب به کاظمین فرستاد و فرمود: به هر قیمتی که شده است این کتاب را بخر! من به کاظمین آمدم و در موقع حرّاج این کتاب را به قیمت گزافی خریدم و با سایر کتابهای خریداری شده به سامرّآء بردم و جزو کتابهای کتابخانۀ پدرم شد.
گذشت؛ یک روز کلیددار به من گفت: یکی از مستشرقین آمده است و از پدر شما سؤالاتی دربارۀ علوم دارد، این مستشرق بر من وارد شده و در منزل ماست، شما از پدرت اجازه بگیر تا به خدمتش برسد!
من به پدرم مرحوم آقا میرزا محمّد طهرانی گفتم؛ پدرم فرمود: مانعی ندارد، هر وقت میخواهد بیاید؛ من به کلیددار گفتم، و فردا صبح آن روز کلیددار در معیّت آن مستشرق به منزل پدرم آمدند و در اطاق کتابخانۀ پدرم که محل مطالعه و کتابت او بود وارد شدند و نشستند.
و آن مستشرق از کتب مختلفی از ایشان سؤال کرد و ایشان پاسخ گفتند، و در آخر الأمر از کتاب الدُّرُّ النظیم و مؤلّف آن و خصوصیّات محتوای آن پرسید، و ایشان پاسخ گفتند. و سپس گفت: آیا آن کتاب را شما دارید؟ فرمودند: آری! گفت: آیا میشود ببینیم؟! فرمود: آری! ابوالحسن برخیز و فلان کتاب را که در فلان نقطه از قفسۀ فلانی است به ایشان بده!
من برخاستم و کتاب را برداشتم و در برابر او گذاردم، او کتاب را برداشت و