مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٩٨ - مکاشفهای از مرحوم علاّمه در تولّد فرزندشان آقای حاج سیّد علی
که آن نور، نور امام زمان بود و آن نور اشاره کرد به سیّدی که تنها در مقام نشسته بود و گفت: از این سیّد تقلید کن!
سیّد علی نقی نگاه کرد و دید این سیّد آقای حاج میرزا علی آقای قاضی هستند و آن نور ناپدید شد؛ ولی میگوید: من با خود گفتم این معرّفی این سیّد به من بود و این تنها کافی نیست، باید خود این سیّد هم نزد من بیاید و بگوید: «حضرت امام زمان امر تقلید تو را به من ارجاع نمودند.»
و لذا از مسجد سهله بیرون آمدم و به مسجد کوفه در آمدم و در آنجا معتکف شدم تا زمانی که این امر تحقّق یابد و حضرت ولیّعصر به آن سیّد بگویند: برو به نزد سیّد علی نقی و او را از این امر مطّلع گردان!
یک روز که در مسجد کوفه نشسته بودم مرحوم قاضی به نزد من آمد و فرمود: در احکام دین هرچه میخواهی از من بپرس و بدان عمل کن! ولی این قضیّه را نزد احدی فاش مساز!
سیّد علی نقی میگفت: از آن به بعد من از آن سیّد تقلید میکردم و هر مسألهای پیش میآمد از او میپرسیدم تا زمانی که مرحوم قاضی فوت کرد؛ از آن به بعد نسبت به هر مسألهای که پیش میآید و من حکمش را نمیدانم در خواب مرحوم قاضی به سراغ من میآید و حکم آن را به من میفرماید.[١]
[مکاشفهای از مرحوم علاّمه در تولّد فرزندشان آقای حاج سیّد علی]
یک فرزند این حقیر که آقا سیّد علی نام دارد در لیلۀ دوازدهم شهر رمضانالمبارک، یک ساعت از نیمه شب گذشته، در سنۀ یک هزار و سیصد و هشتاد و پنج هجریّۀ قمریّه، در طهران، احمدیّه، متولّد شد؛ و در آن هنگام این حقیر در اطاق بیرونی که محل کتابها بود به علّت خستگی مفرط که در اثر
[١]ـ همان مصدر، ص ٥٧٤ و ٥٧٥.