مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٦٩ - مراسم خنجر و سیخ و چاقو بر دستها و سینه فروبردن را در خارج از شهر انجام دادند
فیلمبرداری از عملیّات خود موافقت کردند، امّا چون فیلمبرداری از عملیّات درون اتاق با دشواریهای بسیار روبرو میگشت لذا خواهش کردیم نمایشهای خود را خارج از شهر در فضای باز تشکیل دهند.
مراسم خنجر و سیخ و چاقو بر دستها و سینه فروبردن را در خارج از شهر انجام دادند
مراسم خنجر و سیخ و چاقو بر دستها و سینه فروبردن را در خارج از شهر انجام دادند و از آن فیلمبرداری نمودند
روزی را که مصادف با یکی از جشنهای مذهبی بود انتخاب کردیم و با دو کامیون و چند اتومبیل دیگر عازم نقطهای در شصت کیلومتری شهر کیپتان شدیم. دوستان هندوستانی ما خوراکهای تند و مُشهّی و بسیار خوشمزهای را در چند دیگ بزرگ مهیّا ساخته بودند و یکجا حرکت دادیم. کلّیّه خوراکها تنها برای سیر کردن شکم ما نبود بلکه جیرۀ روزانۀ ستارههای این نمایش مهیّج بود.
باری ما یکراست به مقابل آرامگاه یکی از شیوخ مالایایی رفتیم که گویا دویست سال پیش چشم از جهان فروبسته است و برای تکریمش مقبرۀ با شکوهی بنا کرده بودند که امروز زیارتگاه مسلمانان آفریقای جنوبی است. در برابر این آرامگاه که در نقطه نسبتاً بلند و مسلّط بر دریاچه کوچکی ساخته شده بود، اطراق کردیم...
آنها وسایل خود را مهیّا کردند؛ جایگاهی که خلیفه در موقع انجام مراسم قرار میگیرد به صورت محرابی درآمد، روی این محراب آیات قرآن مجید حکّاکی شده بود، و روی میز کوتاهی که در قسمت جلوی این محراب قرار داشت سیخهای چنگکدار، درفشهای لب دوز، خنجرهای نوکتیز، شمشیرهای درخشان، و چکشهای سنگین و تعداد زیادی آهن آلات دیده میشد.
خلیفه که با ریش و پشم بسیار درون این محراب نشسته بود کاملاً قیافه یک آهنگر را داشت، و هیچ شباهتی به یک عالم روحانی در او دیده نمیشد امّا باطناً