مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٣٧ - ملاقات شیخ محمّد کوفی در مسجد کوفه با امام زمان علیه السّلام
[ملاقات شیخ محمّد کوفی در مسجد کوفه با امام زمان علیهالسّلام]
حضرت آقای شیخ عبّاس قوچانی ـ دامت برکاته ـ نقل نمودند که:
شیخ محمّد کوفی در سنّ بیست سالگی روزی صائماً وارد مسجد کوفه شده و نزدیک غروب خواست موقع افطار افطار کند، ناگاه دو نفر مرد که یکی در نزدیکی محراب حضرت أمیرالمؤمنین علیه السّلام خوابیده و دیگری نشسته بود وی را صدا زدند که بیا اینجا نزد ما افطار کن!
وی گفت که: من غذای خود نزد آنها برده و در جنب آنها نشستم و مشغول افطار شدم، ناگاه آن مردی که دراز کشیده بود شروع کرد از احوالپرسی از علمای نجف همه را یک یک اسم برده و احوالپرسی کرد و من پاسخ دادم به طوریکه یک نفر از آنها باقی نماند؛ سپس شروع نموده و گفت: سیّد ابوالحسن اصفهانی حالش چطور است؟ من با خود گفتم این مرد حالا شروع کرده از احوالپرسی از طلاّب؛ چون مرحوم سیّد ابوالحسن در آنوقت یک نفر طلبۀ غیر مشهوری بود به طوریکه اغلب او را نمیشناختند، و علت اینکه من او را شناختم آن بود که من خِطبۀ دختری نموده بودم چون سیّد ابوالحسن هم خِطبه نموده بود و پدر دختر، دختر را به سیّد ابوالحسن به عنوان سیادت ایشان داده بود بدین مناسبت ایشان را میشناختم.
بالجمله با خود گفتم حال یک ساعت است که از علماء یکایک احوالپرسی میکند، اگر حالا شروع کند و بخواهد احوال همۀ طلاّب را که دو هزار نفرند بپرسد چندین ساعت دیگر میگذرد و تمام اوقات من فوت میشود، در جواب گفتم: الحمدللّه ایشان و بقیّه طلاّب حالشان خوب است!
آن مردی که نشسته بود گفت به دیگری: آقا خوب است که شیخ محمّد را با خود ببریم، دیگری جواب داد که دو امتحان در پیش دارد یکی در همین نزدیکی و دیگری در سنّ شصت سالگی؛ بعد از چند دقیقه آن مردِ خوابیده به نشسته گفت: به شیخ محمّد آب بدهید! او ظرفی آب را که نزدیک بود به من داد، من گفتم: آقا