مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٤٨ - از سالک دل خسته آقای حاج شیخ عبّاس طهرانی رحمة الله علیه
البتّه در غالب سؤال و جوابها آنکه مسنّتر بود با من صحبت میکرد، و آن دو نفر دیگر کمتر حرف میزدند.
و السّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
الأحقر حسن نوری[١]
از سالک دل خسته آقای حاج شیخ عبّاس طهرانی رحمة الله علیه
آقای حاج شیخ عبّاس طهرانی در نامهای که برای حقیر به نجف اشرف نوشتهاند؛ دربارۀ حال حقیر مرقوم داشتهاند:
بسمه تعالی
یا انسان العین و عین الانسان و یا قرّة عینی و ثمرة فؤادی!
عزیزم! عدم قابلیّت حقیر سراپا تقصیر از برای اظهارات کتبی و غیابی حضرتت، ملاک تأخیر عریضه و در حقیقت حجابی برای حقیر شده و مانع از عرض ارادت گردیده.
فتأمّل فی أطوار النفس و استعذ بالله تعالی من شرّها! و اقرء إحدی المناجات المسماة بخمسةَ عشر المبدوّة بهذه الکلمات: «اللّهم[٢] الیک أشکو نفسًا بالسُّوء أمّارة. الخ.» فی خلواتک مع کمال الإنکسار. أعاذنا الله من مکائدها و أطوارها.
باری، محضر مقدّس حضرت آیةالله گلپایگانی[٣] ـ دامت برکاته ـ سلام خالصانۀ حقیر را برسانید و از طرف حقیر عرض کنید که: فراموشم نشده کلمهای را که در حین حرکت از نجف در بیرون شهر موقع موادعه فرمودید: «به یک پیاله
[١]ـ جنگ ١٧، ص ١١٨ الی ١٢٠.
[٢]ـ خ ل: الهی
[٣]ـ مراد حضرت آیةالله آقا سیّد جمال الدّین گلپایگانی (ره) میباشند. (محقّق)