مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٦٦ - داستانی در اهتمام به تحصیل از همشیر١٧٢٨ حقیر
اللهمّ ارحم آبائَنا الماضین و اجدادَنا الغابرین! و اغفر اللهمّ لنا و لجمیع اخوانِنا الشّاهدین! و وفّق اللهمّ ایّانا و ایّاهم برحمتک و عنایتک یا ارحمَ الراحمین![١]
داستانی در اهتمام به تحصیل از همشیرۀ حقیر
در روز پنجشنبه ٢٠/ ج ٢/ ١٤٠٧ برای حقیر همشیره بزرگ حاجیه ... خانم ـ دام توفیقها ـ داستانی عجیب از اهتمام و کوشش و رغبت و علاقۀ به درس همشیرۀ دیگر ما خانم مرحومه الحاجیه ... خانم ـ رحمةالله علیها ـ را بیان کردند، ایشان گفتند:
در وقتی که همشیره ... خانم، در کوچه قجرها منزل داشت، (در خیابان ری، کوچه مقابل کوچه آبشار؛ و تازه خانهای خریده بودند که بسیار محقّر بود و شاید جمیع مساحت آن از ٦٠ متر تجاوز نمیکرد. این خانه فقط دارای یک اطاق معمولی و یک پستو و یک مطبخ کوچک بود، و حیاط آن ٣×٤ یعنی ١٢ متر بود، و در وسط حوضی داشت به قدر یک سینی مدوّر بزرگ، و در آن زمان طهران لوله کشی آب نبود و منزل ایشان برق هم نداشت) من یک شب برای دیدن همشیره به منزل او رفتم؛ دیدم طشت رختشوئی را در کنار حوض گذارده و مشغول رخت شستن است، بدین طریق که با آفتابه از حوض در طشت آب میریزد و سپس آفتابه را در روی لبۀ حوض گذارده و کتاب سیوطی را باز کرده و بر روی آن نهاده است و یک چراغ لامپای نفتی پهلوی آفتابه گذارده تا نورش به کتاب بیفتد؛ او دائماً که من آنجا پهلویش نشسته بودم با من سخن میگفت و نگاهش به کتاب بود و مشغول شستن رخت بود! رحمةالله علیها رحمةً واسعة.ً[٢]
[١]ـ جنگ ٧، ص ٤٣٦ الی ٤٣٨.
[٢]ـ جنگ ١٦، ص ١٩٤ و ١٩٥.