مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٩٧ - راجع به تقلید از مرحوم حاج میرزا علی آقای قاضی، رضوان الله علیه
[فوت دختر آقای حداد (ره)]
حضرت آقای حاج سیّد هاشم حدّاد ـ روحی فداه ـ میفرمودند: دختری داشتم دو ساله، فوت کرد و در شب ما او را در کنار اطاق گذاشته بودیم تا فردا او را دفن کنیم، و البتّه به صورت یک طفل کوچک به او نظر مینمودیم.
ناگاه در همان شب من دیدم این طفل بزرگ شد و همۀ اطاق را فراگرفت و همۀ خانه را و همۀ شهر را و همۀ عالم را! گفتم: عجبا! این روح بزرگ این طفل خردسال است که ما به دیدۀ تحقیر به او مینگریستیم.
راجع به تقلید از مرحوم حاج میرزا علی آقای قاضی، رضوان الله علیه
آقای سیّد هاشم هندی (رضوی) نقل کرد که:
یکی از سادات محترم هند به نام سیّد علی نقی هندی از هند برای تحصیل علوم دینیّه به نجف اشرف میآید و در آنوقت مقارن میشود با فوت مرحوم آقا سیّد محمّد کاظم یزدی و سپس آقای میرزا محمّد تقی شیرازی؛ و میبیند که رسالههای بسیاری طبع شده است و از طرف افراد بسیاری و طلاّب، آن رسالهها را در هنگام خروج مردم از صحن مطهّر کربلا به مردم مجّانی میدادهاند و در اعطاء آنها تنافس مینمودند.
این منظره برای آقا سیّد علی نقی دچار اشکال و شبهه میگردد و امر تقلید بر او سخت میشود و نمیداند که از چه شخصی تقلید کند؟ بالأخره با خود قرار میگذارد به حضرت امام عصر عجل الله تعالی فرجه متوسّل گردد و برای حلّ این معضله از ایشان راهنمائی بخواهد که شخصی را برای تقلید او معرّفی کنند.
و برای این مهمّ با خود قرار میگذارد که یک اربعین در مسجد سهله اقامت کند و به عبادت مشغول باشد تا کشف مطلب شود؛ هنوز چهل روز به پایان نرسیده بود که ناگاه دید یک نور بسیار قوی در مقام حضرت حجّة ارواحنا فداه ظاهر شد